و باز جايز است كه با حصول اميدوارى او از تعبير آن خواب حزن و اندوه او را از طول مفارقت روى داده باشد .
لطيفة ملكوتية فى قصة يوسفية
دربارهء حضرت يوسف مخالفان را ده شبهه است .
شبهه اول
آنست كه نبى را روا نيست صبر بر بندگى غير ، پس چگونه صبر يوسف بر مشقّت عبوديت و عدم انكار آن روا باشد .
جواب ازين شبهه به چندين لطيفه است .
لطيفهء اول آنست كه ممتنع نيست كه حق تعالى امر به كتمان امر خود و صبر بر مشقت عبوديت نموده باشد از جهت فوز برفعت رتبه و علوّ مرتبه چنانچه ابراهيم را به آتش نمرود و اسماعيل را به ذبح امتحان فرمود .
لطيفهء دوم آنكه جايز است كه ترك اظهار حال خود ، اولى در آن شريعت باشد فلهذا صبر بر بندگى خود نمود .
لطيفهء سيم جايز كه اظهار حال خود بر ايشان كرده باشد در اينكه بنده نيست ، و ايشان تصديق او ننموده باشند .
لطيفهء چهارم جايز كه در آن وقت نبى باشد و بر نفس خود از اظهار حال خود ترسيده باشد .
لطيفهء پنجم بر تقديرى كه در آن وقت نبى باشد جايز كه كتمان حال خود از خوف قتل نموده صبر بر عبوديت و بندگى كرده باشد و اين جواب مردودست چه ظاهر است كه نبى از براى هدايت مردمان مبعوث است ، پس اگر كتمان حال خود از بيم و خوف مردمان جايز بود ، بايد كه هيچ نبى اظهار نبوّت خود ننمايد .