تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦

شبههء اول

آن است كه حضرت يعقوب يوسف را بر ساير برادران تفضيل در محبّت و تقرّب داد تا موجب اين شد كه حسد در ميان او و برادران درافتاد تا كه برادران نسبت ضلالت از اين جهت بدان حضرت دادند چنانچه حق تعالى از آن ياد نموده كه
« أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ »
يعنى يوسف دوستر از ما به پدر ماست و حال آنكه ما جميع ازوئيم فلا جرم پدر ما در گمراهى ظاهر است . امّا جواب از اين شبهه آن است كه چون حضرت يعقوب در جبين يوسف بزرگى و قرب الهى را مشاهده نمود فلا محاله دوستى او زياده ميبود و نسبت ضلالت دادن به او ضلالت و گمراهى ايشان بود ، و ازين جهت به هيچ وجه فسادى ندارد و بالجمله حبّ في اللّه و بغض في اللّه از صفات كمال است ، پس اگر او را در آن مرتبه دوست نداشتى متضمن فساد بودى .

شبههء دوم

آن است كه چون يعقوب را خوف از برادران يوسف دربارهء يوسف بود پس چگونه او را با ايشان رفيق نمود و امّا دليل بر اينكه آن حضرت را خوف درين باب بود كريمه
« أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ »
است . اما جواب ازين شبهه ظاهر است ، چه معلوم است كه خوف آن حضرت از خوردن گرگ آن سرور را بوده در وقتى كه برادران او از آن غافل باشند .

شبههء سوم

آن است كه برادران يوسف به حضرت يعقوب نسبت اين دادند كه او تصديق و اذعان ايشان - در وقتى كه راست‌گفتاران باشند - نميكند ، چنانچه ظاهر كريمه
« وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ »
است . اما جواب ازين شبهه آن است كه گمان برادران يوسف در نسبت دادن گمان