ايشان كرد و چونكه امتناع از خوردن آن طعام نمودند آن حضرت را بيم ازيشان بهم رسيد ، پس آن اظهار نمودند كه ما از ملائكهايم نه بشر ، فلهذا متوجه تناول طعام نميگرديم و حق تعالى ما را از براى اهلاك قوم لوط فرستاده است .
امّا جواب از شبهه دوم آن است كه مجادلهء آن حضرت بر سبيل استعلام و استفهام بود نه بر سبيل انكار و استنكار و بالجمله غرض ابراهيم استعلام از نزول عذاب بر ايشان بود كه بر سبيل استيصال يا مجرّد ترسانيدن ايشان يا عام يا خاص بطائفهء خواهد بود يا استفهام از نجات لوط و اهل او بود از عذابى كه بر قوم او نازل ميگرديد .
و اين را جدال ناميد از باب مجاز چرا كه در آن مراجعه و استيناف بود ، و باز جايز كه مراد از جدال طلب تاخير نزول عذاب بر قوم لوط باشد ، باميد آنكه ايمان آورند ، پس حق تعالى خبر داد به او كه مصلحت در هلاك ايشانست ، و اطلاق جدال بر اين مسأله بر سبيل مجاز است .
شبههء تاسعه در آيهء « أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ »
وجه شبهه آنست كه درين آيه دلالت است بر اينكه حضرت ابراهيم ، نسبت خلق اعمال بندگان خصوصا ساختن بت را بخداى تعالى داده است و حال آنكه بنابر مذهب اماميّه و معتزله كه قائل بعصمت انبيا عليهم السّلاماند اين نسبت خطاست .
اما جواب ازين شبهه آن است كه مراد از كلمهء « ما » در كريمه
« ما تَعْمَلُونَ »
عبارت است از منحوت كه جسم جماديست خواه از طلا و خواه از نقره و خواه از چوب و خواه از مس باشد و ظاهر است كه آفريدهء حق تعالى است اگر چه ساختن آن از بندگان باشد .
لطيفة ربوبيه فى قصة يعقوبية
در قصّهء يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم عليهم السّلام است و درين پنج شبهه است .