ايمان در ظاهر حال نمود تا گمان آن حضرت به او ايمان آوردن او بود طلب غفران از براى آن نمود ، و چون ظاهر شد بر آن حضرت نفاق او و بقاء بر كفر پس آن حضرت از استغفار رجوع نموده برى و بيزار از او گرديد ، چنانچه ظاهر قرآن است .
لطيفه دوم
جايز است كه استغفار آن سرور از براى پدر خواندهء خود از جهت توقع بايمان آوردن او بوده و بعد از آن كه از آن مأيوس گرديد ترك استغفار نمود بقرينه
« فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ »
شبهه هفتم [ « وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ »
]
دعاى آن حضرت در اينكه حفظ او و ذريت او نمايد از عبادت كردن بتان چنانچه در كريمه
« وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ »
است و حال آنكه بسيارى از فرزندان او بتپرست بودند ، فلا جرم لازم آيد كه دعاى او در معرض استجابت نيامده باشد و بر اين قياس طلب او در كريمه
« رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي »
و جواب ازين شبهه به چندين لطيفه است .
لطيفه اول
علماء تفسير تخصيص اين دعا نمودهاند بجمعى كه علم بارى تعالى بايمان آوردن ايشان بود .
لطيفه دوم
اراده كرده است آن حضرت از
« وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ »
الطافى كه مقرب بطاعت و دوركننده از عبادت اصنام باشد و اين واقع است نظر بجميع .