تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
منهى است . و دوم كريمه
« إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ »
چه ضمير منصوب راجع بسؤال است يا راجع به ابن ، دوم باطل است زيرا كه آن نفس عمل نيست بلكه صاحب عمل است و تقدير و اضمار خلاف اصل است پس متعين شد كه راجع بسؤال باشد فلا جرم بايد كه خطا بود . پس ظاهر گرديد كه مرجع و مآل هر دو وجه يك چيز است . جواب ازين شبهه آن است كه دعاء حضرت نوح بواسطهء پسر مطلقا نبود بلكه به شرط ايمان و درين سؤال خطائى نيست . سؤال اگر گويند كه منع نهى حق تعالى آن حضرت را درين باب روا نيست و همچنين تصديق نوح آن را كه
« إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ »
. جواب گوئيم كه نهى چنانچه از فعل حرام مىباشد همچنين از امر غير واقع و جايز است كه نهى حق تعالى نوح را عليه السّلام از طلب چيزى باشد كه او را علم به او نباشد و اگر چه سؤال ازو بظهور نيامده باشد و استعاذه و پناه بخداى تعالى جسته از آن سؤال اگر چه ازو تا غايت بظهور نيامده باشد . چنانچه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله از شرك و كفر استعاذه جسته با اينكه ازو در كريمه
« لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ »
باتفاق جميع امت بظهور نيامده بود و اما قوله تعالى :
« إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ - الْجاهِلِينَ »
محمول است بر آنكه موعظهء من ترا از جهت آنست كه از جاهلان نگردى و ظاهر است كه در وعظ حق دورى از جهالت و تنزه از سؤال فعل قبيح است .