تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩

لطيفه اول

آنست كه از حضرت ابى جعفر محمّد باقر عليه السّلام مروى است كه « انه لم يكن من صلبه بل كان ابن امراته الا انه لاختلاطه بأبنائه و اهل بيته اطلق عليه اسم الابن كما ان ابليس لاختلاطه بالملائكة اطلق عليه اسم الملك » . و قرينه اين حديث آن است كه حضرت نوح فرمود كه آن پسر من از اهل من است ، و نفرمود كه پسر من است .

لطيفه دوم

بر تقديرى كه آن پسر فرزند صلبى آن حضرت باشد حق تعالى نفى فرزندى او ننمود ، بلكه نفى اين نمود كه از اهل و يارانى كه وعده نجات دادن ايشان در كريمه
« قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ »
داده بود ، باشد و حق تعالى استثنا از اهل نوح نموده « كه الا من سبق عليه القول » يعنى مگر آنكه ارادهء هلاكت او بغرق گردانيدن شده باشد . و مؤيد اين تأويل گفته نوح عليه السّلام است كه
« إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ »
و بنابراين منافات ميان اينكه پسر از اهل من است و ميان گفته حقتعالى كه
« إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ »
به هيچ‌وجه نيست ، زيرا كه منفى در اين قول آنست كه از اهل نجات نيست ، و مثبت در اول مطلق اهل است ، و منافات ميان اثبات مطلق و نفى خاص نيست .

لطيفه سوم

آنست كه مراد باينكه نيست از اهل تو آنست كه نيست از اهل دين و ملت تو ، زيرا كه كافر است و كفر او را از اهليت اهل بودن تو بيرون كرده است بشهادت تعليلى كه در كريمه
« إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ »
واقع است .

[ لطيفة تأويليه

ان الغالب على الخلق ان البدن يقبل دعوة الروح و يستعمل الجوارح