حوا را فرزند صالحى كه آرزوى او داشتند ارزانى بايشان داشت ، پس ذكور و اناث از اولاد ايشان مشرك شدند .
و مؤيد اين تأويل
« فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ »
است چه اشارت بلكه دلالت دارد كه مراد از ضمير مثنى در كريمه « جعلا » ذكور و اناث است ، و ليكن تفكيك ضمير در قرآن مجيد و كلام فصحا بسيار است .
اگر گويند چگونه ضمير « جعلا » راجع تواند بود به چيزى كه گذارش نيافته باشد ؟
جواب ازين شبهه بر دو وجه است : اول آنكه ذكر اولاد آدم در كريمه
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ »
شده است و ظاهر است كه مراد از « الذي » جمع اولاد آدم از مردان و زنان است دوم اگر ما قطع نظر از گزارش ذكر آن نماييم گوييم كه سياق كلام و مساق مرام را دلالت است بر آن مثل كريمه
« وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ »
و كريمه
« تَوارَتْ بِالْحِجابِ »
و حال آنكه ميت در اول و آفتاب در آخر ، سمت ذكر نيافته است و همچنين در شعر فصحاى عرب مثل .
لعمرك ما يغنى الثراء عن الفتى * اذا خرجت يوما و ضاق بها الصدر
و حال آنكه نفس كه مرجع ضمير مجرور بها است قبل ازين گذارش نيافته است .
لطيفه قدوسيه فى قصة نوحيه
بدان كه مخالفان را در قصه نوح دو شبهه است .
شبهه اول
در گفته نوح كه
« رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي »
وجه شبهه آنست كه نوح عليه السّلام كاذب در گفته خود است كه پسر من از اهل من است بشهادت آنچه حق تعالى در جواب او فرموده است كه
« إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ »
.
جواب ازين شبهه بسه لطيفه است .