تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
آنست كه توبه نمىباشد مگر از معصيت زيرا كه توبه عبارت است از ندامت بر معصيت و عزم بر نكردن آن و قبول توبه از حق تعالى عبارت است از آمرزش و گذشتن از گناه تايب . و جواب اين شبهه آن است كه توبه بر دو نوع است : توبهء عوام و توبهء خواص اوّل عبارت است از آن چيزى كه مستدل فهميده است و دوم بر چند وجه است اول آنست كه بر سبيل انقطاع از ما سواى حق تعالى و رجوع به او باشد بىآنكه سابقهء معصيت و گناهى بود ، و وجه حسن او استحقاق ثواب است و دوم عبارت است از ترك اولى نه ترك واجب و لذلك قيل « حسنات الابرار سيئات المقربين » و سيم عبارت است از اخطار معصيت در خاطر و اشتغال به غير بارى تعالى و در جميع اين اقسام صدور توبه را دلالت بر صدور معصيت نيست .

شبهه پنجم « آيه كريمه أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ »

وجه استدلال آنست كه نهى حق تعالى از نزديكى به آن شجره واقع است با اينكه مرتكب تناول از آن گرديد . جواب ازين شبهه آنست كه اين نهى از روى تنزيه است نه تحريم .

شبهه ششم « وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ »

وجه استدلال آن است كه حق تعالى نزديكى به آن شجره را ظلم شمرده است ، چنانچه آدم را نيز اعتراف به آن واقع شده است كه
« رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا »
و ظلم خواه بر نفس خود و خواه بر غير ، ذنب و معصيت است . جواب ازين شبهه آن است كه ظلم عبارت است از وضع چيزى در غير محل خود ، چنانچه عدالت عبارت است از وضع چيزى در محل خود ، پس ظلم چنانچه شامل امر حرام است ، شامل أمر مكروه است ، و ظلم به اين معنى معصيت و گناه را لازم ندارد و باز ظلم بمعنى نقص آمده است چنانچه در كريمهء
« وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً »