تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
به آنكه ذات آن حضرت اشرف و اقدس از ساير انبياست ، چه فيضان روح درخور استعداد مواد است و در استواء استقامت و در حاق وسط خط استواء اعتدال مزاج و جامع ميان باطن تأويل و ظاهر تنزيل است ، بلكه جامع مبدء و منتهى : در مبدء منزلتى دارد كه « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين » و هم در معاد مرتبتى كه شفيع روز حشر است « ادّخرت شفاعتى لاهل الكبائر » . اما متوسط به حكم آنكه از وسط عالم روى به مغرب بايد كرد تا به قبله موسى باشد و بمشرق تا به قبله عيسى و بميان هر دو تا به قبله آن حضرت كه ما بين المشرق و المغرب و امّا از هر دو مبرا به حكم
« لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ »
است
« إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ »
. شرف بيست و يكم آن است كه حق تعالى قرآن را كه به آن حضرت فرستاد مخصوص بنامهاى خود گردانيد كه كتابهاى مقدم را نبود « هدى ، و رحمة ، و نور ، و فرقان و شفاء و ذكر ، و بيان ، و حبل ، و عهد ، و حكيم ، و علىّ ، و مهين ، و صراط مستقيم ، و صحف ، و مطهرة ، و بيان ، و بلاغ ، و بشرى ، و موعظة ، و مبارك ، و چون كتب پيشينيان را ياد كرده فرمود كه :
« إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى »
و باز فرمود كه
« وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً »
و باز فرمود
« إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ »
يك نام يا دو نام پيش ياد نكرد ، و چندين نام قرآن را ياد كرد كه در آنها دلالت بر جلالت قدر آن است و جلالت آن دلالت بر جلالت قدر آن حضرت دارد ، و نظاير اين بسيار است اكتفا ببعضى از آنها شد .

لطايف ربانيه فى دفع شبهات شيطانية

بدان كه از مقدمات سابقه ظاهر گرديد وجوب عصمت انبياء عليهم السّلام ، سزاوار چنان است كه متصدى دفع شبههء اشاعره در اينكه انبيا را خطا جايز است شويم خواه انبياء ما تقدم باشد و خواه نبى خاتم عليهم السّلام فلا جرم مشتمل بر دو ميقات است .