شرف هفتم حق تعالى آن چه پيغمبران را به التماس ايشان داد ، آن حضرت را بىسؤال ارزانى داشته : موسى گفت كه
« رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي »
محمّد را گفت
« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ »
و مانند اين بسيار است .
شرف هشتم واجب تعالى سختى كه بر امّتان انبياء سابق نهاده بود سهل و آسان بر امت آن حضرت نمود كه
« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ »
و باز فرمود
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً »
.
مروى است از آن حضرت كه يك عسر زيادتى بر دو يسر نكند ، چه عسر دو بار با حرف تعريف مذكور است ، پس هر دو يكى باشد ، و يسر بىحرف تعريف دو بار مذكور است ، پس دو يسر باشد .
حق تعالى آن سختى كه بر امتان ديگران بوده است از امّت او برداشته كه
« وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ »
و اين نيز از جهت كرامت آن حضرت است .
شرف نهم حق تعالى روزى آن حضرت را برگزيده ، قرين ملك خود گردانيد كه
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ »
سدس خمس از غنيمت را مخصوص به آن حضرت گردانيده قرين ملك خود ساخت .
شرف دهم فرشتگان را از براى نصرت و يارى او فرستاد كه
« يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ »
و جاى ديگر
« بِخَمْسَةِ آلافٍ »
و جاى ديگر
« وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها »
و در حق ساير انبيا بدين منوال نبود كه
« قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ »
و برين قياس .
شرف يازدهم آن حضرت را اختصاص داد بخطاب
« إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ »
و جاى ديگر خطاب
« عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »
مقام محمود عبارت از شفاعت كبرى است كه اولين و آخرين آن را پسندند بلكه رشك برند .