طور سينا مشرف بخطاب خدايى شده مأمور برفتن بمصر و دعوى نبوت نمودن گرديد پس آن حضرت ميفرمود كه مردمان به مجرد اين دعوى ايمان به من نخواهند آورد تا كه مرا شاهدى از جانب حق تعالى بوده باشد و بعد از آن حق تعالى آن معجزات را به او ارزانى داشت .
پس خطاب به آن عالىجناب نمود كه اگر آن مردمان از شاهد اوّل كه عبارت از ثعبان كردن عصا است ايمان به تو نياورند ، بايد كه بآيت دوم كه يد بيضاء است تصديق به تو نمايند ، و اگر اذعان به تو به مجرد اين دو معجزه ننمايند ، بايد كه از آب نهر اظهار معجزهء ديگر نمايى تا آخر اين قصّه .
و باز حضرت مسيح عليه السّلام اثبات نبوّت خود بمعجزات مينمود ، چنانچه در چهار انجيل متّى و مرقس و يوحنّا و لوقا ، سيّما در اواسط فصل پانزدهم انجيل يوحنّا مذكور است .
و بالجمله در اين فصل انجيل يوحنّا آنست كه يهودان از مسيح آيات و خوارق عادات طلب مينمودند تا وسيله ايمان آوردن به او شود و باز در فصل دوازدهم اين انجيل واقع است كه مسيح خطاب بيهودان نمود كه شما بيوحنّا يعنى يحيى بن زكريا فرستادهايد بواسطه آنكه شهادت بنبوت من ميدهد يا نه و حال آنكه مرا شاهد بزرگتر از يوحناست و آن معجزاتى است كه بارى تعالى مرا داده است .
و باز در آخر فصل سيزدهم اين انجيل واقع است كه يهودان بعد از آنكه مسيح را ديده بودند كه بيك نان و دو ماهى پنجهزار كس را سير نموده بود بعد از آن تصديق و اذعان باينكه نبى است از جانب حق تعالى نمودهاند و غير ذلك چنانچه در كتاب « لوامع ربانى در ردّ شبهات نصرانى » متصدى ذكر آنها شدهايم ، و همچنين در كتاب « مصقل صفا در تجليهء آينه حقنما در رد مذهب نصارى » به ابلغ وجهى و اسبغ بيانى .
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص٢١٦