ايشان شده از مقتضاى نص « يا ايّها الناس
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ »
غافلاند .
و لهذا آنچه در كتب ايشان در شان آن حضرت است آن را مسلم ندارند چنانچه ظاهر از شيمه و طريقهء ايشان است ، و كريمه
« لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ »
دلالت بر آن دارد . چه حق تعالى اين كلام را از روى تهكّم و استهزا نظر بايشان فرموده است .
وجهش آن است كه اين طايفه قبل از بعثت حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله ميگفتند كه ما از دين خود منفك نميشويم و ترك آن نمينمائيم تا حق تعالى بيّنهء كه عبارت از نبى موعود در تورات و انجيل است مبعوث گرداند ، فلا جرم اين لطيفه مشتمل بر دو ميقات است .
ميقات اول [ اثبات نبوت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از كتابهاى آسماني ]
در اثبات نبوّت آن حضرت از كتابهاى آسمانى مانند تورات و انجيل و غيرهما چنانچه در كتاب « لوامع ربّانى در ردّ شبهات نصرانى » و همچنين در كتاب « مصقل صفا در تجليه آينه حقنما » متوجه تفصيل آن شدهايم ، و ليكن مجمل از از آن آن است كه در فصل بيستم سفر اوّل كتاب تورات اشارت بنبوت آن حضرت واقع است ، و تعبير ازو به « ماد ماد » شده و باوصياء اطهار آن حضرت كه صفحات دوازده برج سپهر مقرنس رقم زده به مهر اين ذوات مقدسند به « شينم عسور » و ترجمهاش آن است كه اى ابراهيم گفتهء ترا دربارهء اسماعيل شنيديم ، پس در او بركت بخشيده صاحب ثمره و ميوهاش خواهم گردانيد ، و اولاد و احفاد او را بسيار خواهم ساخت ، و از فرزندان او مادماد و دوازده شريف منيف و امّت عظيمه بيرون خواهم آورد .
چه معلوم است كه شماعيل عبارت از اسماعيل ذبيح اللّه است و محمّد مصطفى