و باز كريمه
« قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ »
را دلالت بر اين مدعى است چه خطاب مستطاب به حضرت آدم و حوّا عليهما السّلام و ذريّت ايشان است و ظاهر از هدى نبى مبعوث و كتاب منزل و ساير معجزات است بقرينه
« وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
در مقابل
« فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ »
است . چه ظاهر آن است كه مراد از آيات انبياء و معجزات ايشانند .
اصل دوم [ مطلب كلمه « من النبى » ]
در بيان مطلب كلمه « من » كه موضوع از براى مرتبه هويت شخصيه است پس سؤال از « من النبى » سؤال از خصوصيّت مرتبه نبوت نبىّ است .
بدان كه طريق اثبات نبوت نبى ما حضرت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله به دو وجه است :
اول از كتابهاى آسمانى كه نزد اهل كتاب كه يهودان و نصرانياناند نهايت اعتبار دارند مانند كتاب تورات و انجيل و زبور و صحف و كتاب حيقوق و كتاب اشعياء .
چون در علم منطق مقرر و مبين شده كه دليل مشتمل بر مقدمات مسلّمه منكران كه در عرف ارباب معقول كه هوشمندان بارگاه عرفان و ناظمان كارگاه حجت و برهاناند آن را جدل گويند ، مقدم بر برهان قطعى بر آن مدعى است بناء على ذلك اين مسلك را تقديم بر مسلك ديگر نموديم ، اگر چه اهل كتاب كه يهودان و نصرانيانند از حيثيت زيادتى عناد و كثرت معادات كه مقتضاى طبع خفتگان بوادى غفلت و شيمهء پسنديده راه گمكردگان بيداى ضلالت است . حجاب نفاق بر ديده بينائى