« وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ »
اشارت بجمله آن لطايف خصوصا بر لطيفه پنجم است و مراد از كتاب قرآن مجيد است ، و از حكمت علم بجميع احوال موجودات به قدر وسع و طاقت ممكنات و بالجمله قرآن مجيد بحسب ظاهر تنزيل و باطن تأويل دلالت بر ذات و صفات حق تعالى بطريق رياضات و مجاهدات كه سبب تصفيه نفس از تعلقات و كدورات است دارد ، بلكه مشتمل بر حقايق و معارف الهيه و دقايق مسائل حكمت و ذكر صفات ربوبيت بر ادقّ وجوه و اسبغ مسالك است و همچنين بر قصص انبيا و اخبار ايشان ، و از اينجا ظاهر گرديد كه حاجت بنبى و معلّمى در تعليم قرآن و حكمت هست .
و مخفى نيست بر حقيقتشناس كه ظاهر ازين كريمه چندين مطلب است كه تعلق بنبى و شناخت او دارد ، پس آن كسى كه تحصيل اين مطالب و تصور اين مآرب ننموده باشد ، بهرهء از دين و نفعى از كاس يقين نخواهد داشت ، و كلمات « ما و هل و لم و كيف و من » متضمن اين مطالب است :
اول قول « ما النبى » است يعنى چه كس نبى است ؟ و غرض ازين بيان تصور نبى و تعريف آن بحسب عرف يا اصطلاح است ، دوم قول « هل النبى » است ، يعنى آيا هست نبى ؟ و مقصود ازو آنست كه در هر شريعت نبى بايد ، سيم قول « لم النبى » است يعنى از براى چه وجود آن واجب است و سبب و علت غايى و فايدهء او چه چيز است ، چهارم « كيف النبى » است و غرض ازين آن است كه بحث در آن از صفاتى كه نبى سزاوار آن است شود پنجم قول « من النبي » است ؟ و اين آنست كه بحث در تعيين خصوص هر نبى شود .
و ليكن چهار مطلب اول از مضمون آن كريمه حاصل است ، چه تصور مطلب « ما » بسبب شناخت مطلب « كيف » و مطلب « لم » است و مطلب « هل » بعد از حصول مطلب « ما » ست و أما مطلب پنجم بعد ازين مذكور خواهد شد امّا بيان مطلب كيف