و بعد از تبيين معني نبوت و نبى و رسالت و رسول ، بدان كه جميع مسلمانان با ارباب ساير ملل و اديان و جميع حكماء بر آنند كه بعثت انبيا حسن است مگر براهمه و چندين آيه را دلالت بر اين مدعى است اول كريمه
« لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ
- و آيه -
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ »
چه حق تعالى در اين كريمه اشاره به چندين دليل عقلى و برهان قطعى بر حسن بعثت انبياء نموده است .
« لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ »
يعنى حق تعالى انعام نموده و لطف بجاى آورده نظر بمؤمنان خصوصا و بكافه خلايق عموما
« إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا »
بواسطه آنكه رسول بايشان فرستاد ، و ظاهر است كه اين نعمت عظيمهاى است كه جامع جميع نعمتهاى دنيا و آخرت است ، و در اين چندين لطيفه است كه هر يك بمنزله دليلى است لامع .
لطيفه اول
بدان كه عقل بعد از اطلاع بر وجود و علم و قدرت حق تعالى در مقام خوف افتد ، چنانچه هر چه از او صادر شود متوهم باشد كه نه بر طبق رضاى حق تعالى بود ، پس موجب زوال نعمت و حلول نقمت گردد و دفع آن ميسر نيست مگر باعلام .
لطيفه دوم
آنكه استعدادات و قابليات اشخاص متفاوت است و كسى كه مطلع باشد بر تفاوت درجات هر يك ، چنان كه فكر هر كس در تربيت و تكميل به قدر استعداد آن كس كند ممكن نيست بىاعلام و الهام الهى .
لطيفه سوم
بيان نفع ادويه و اغذيه و مضرت آنها ، تا استعمال نافع نموده منتفع گردد