تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
امور و بواسطه رفع عناد و معادات و عدم وقوع قتل نفس
« كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ »
واجب گردانيديم بر گروه بنى اسرائيل و حكم بر ايشان نموديم كه
« مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ »
يعنى آنكه نفسى را بقتل درآورد بىآنكه ازو قصاصى يا فسادى كه موجب قتل باشد بظهور آمده باشد
« فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً »
. وجه تشبيه آنست كه هر كه قتل نفسى ازو بظهور آيد بمنزله آن است كه جميع مردمان را كشته باشد چه آن سبب برانگيختن فتنه از ياران مقتول خواهد بود و در آن برانگيختن فتنه نظر بجميع مردمان است ، و بالجمله آن فتنه سرايت بجميع مردمان خواهد نمود
« وَ مَنْ أَحْياها »
و هر آنكه حيات بخشد نفسى را بكشتن قاتل چه سبب انزجار مردمان از اقدام به او مىشود پس بمنزله آن خواهد بود كه جميع مردمان را حيات بخشيده باشد ، زيرا كه سد اين فتنه و إتقان و احكام آن قاعده‌اى است كه سبب بازداشتن از قتل است ، و در آن بقاء نوع . و اما وجوب لطف و وضع قانون شرعى بر حق تعالى چنانچه ظاهر اين آيه است بمعني استحقاق مدح و ذم است نه ثواب و عقاب .

مطلب دوم در عدل و حكمت است

بدان كه عدل عبارت است از وضع هر چيز در محل خود چون حق تعالى در اعلى مراتب كمال است فلا جرم هر چيزى را در موضع خود خواهد گذارد ، پس از ظلم كه عبارت است « از وضع الشىء لا في موضعه » مقدس خواهد بود . و بالجمله عدل شامل ناكردن قبيح و كردن امر واجب است خواه در باب ايجاد موجودات و خواه در قسمت ارزاق و آجال ، و اما آنكه عدل درين قسم باشد لا غير ، ناصواب است چنانچه زمخشرى گفته كه عدل عبارت است از قسمت ارزاق و آجال و رسانيدن ثواب و عقاب و شيخ طبرسى گويد كه عدل عبارت است از جارى گردانيدن افعال بر سبيل استقامت ، و حق آنست كه عدل شامل جميع اين امور است .