اضلال بر سه معنى اطلاق شده است : اوّل اشاره بخلاف حق ، دوم فعل ضلالت سيم هلاك گردانيدن غير . و هدى در مقابل آنهاست ، پس اطلاق آن بر اشاره به حق و فعل هدايت و ناكردن هلاك غير را كنند ، و اضلال كه اسناد به حق تعالى ميدهند بمعنى سيم است لا غير بنا بر اتفاق اهل اسلام .
امّا نزد اماميه و معتزله ازين جهت كه منزّه از جميع قبايح و نقايص است و امّا نزد اشاعره از آن جهت است كه هرچه او كند حسن است اگر چه كفر باشد .
و اما هدى بهر سه معنى مستند به حق تعالى است ، شيخ طبرسى حكم نموده است كه هدى به چندين معنى آمده است يكى آنست كه كافران تكذيب حق تعالى و انكار او مينمايند ، پس باديهپيمايان وادى گمراهى بسبب آن خواهند بود ، و هرگاه ضلالت و گمراهى بسبب او باشد پس آن را به حق تعالى نسبت ميدهند دوم بمعنى تخليه : و گذاشتن عقوبت است و ترك منع بقهر و زيادتيست و سيم بمعنى نسبت بضلال و حكم به اوست .
و همچنين هدايت به چندين معنى آمده است اوّل دلالت و ارشاد ، دوم ألطاف زايده كه سبب ثبوت هدايت است ، منه قوله تعالى
« وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً »
سيم بمعنى ثواب رسانيدن مثل قوله تعالى
« يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ »
چهارم حكم بهدايت مثل قوله تعالى
« وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ »
پنجم بمعنى آنست كه غير بسبب او هدايت يابد ، و به نظر تحقيق جميع اين معانى هدى و آن معانى اضلال راجعند به آن سه معنى كه سمت ذكر يافت .
لطيفة تكليفية در بيان تكليف و حد آن
بدان كه تكليف مأخوذ است از كلفت بمعنى مشقت و در اصطلاح عبارتست از ارادهء هر كه اطاعت او واجب بود در چيزى كه در آن مشقت باشد ابتداء به شرط