تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
لوح و قلم بقول النبى صلّى اللّه عليه و آله « كتب ما هو كاين إلى يوم القيمة » و قيد فرمود بغايتى معين . و بعد از اين مقدمات تحقيق مراد آنست كه قدر عبارت از صور علميّه تفصيلى است و قضا صور علميّه اجمالى كه در حيّز ابداع است ، پس صور لوح محو و اثبات صلاحيت اين دارند كه قدر قياس بصور علمى قلم بوند ، چنانچه صور قلم صلاحيت آن دارند كه قدر صور علميّه لوح باشند ، و ظاهر از عبارت بعض اكابر آنست كه قضا عبارتست از صور جميع موجودات كليّه و جزئيه غير متناهيه در عالم عقل فلا محاله قضا به اين معنى منحصر در صور جميع اشياء كه مرتسم در ام الكتاب است خواهد بود و امّا قدر عبارت از ايجاد جميع موجودات و اخراج مجموع ذرّات از ممكن غيبت در عالم شهود است
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ »
. و آنچه از كلام حقايق فرجام سيّد اوصياء علىّ مرتضى عليه و آله افضل التحية و اكارم السلام دربارهء قضا و قدر واقع است ، معنى دوم و سيم است و آنچه شارح تجريد گفته كه آن منطبق بر هيچ يك ازين سه معنى نيست ، بغايت ناصوابست ، پس سزاوار ، آنست كه اول نقل كلام حقيقت فرجام آن حضرت بعبارته شود ، و بعد از آن بيان تطبيق آن بر بعضى از آن معانى ، تا بطلان كلام شارح تجريد ظاهر شود . بدان كه محمّد بن احمد بن هيثم شامى از آن حضرت سؤال نمود در اينكه مسير او به شهر شام به قضاى حق تعالى و قدر او بوده است ؟ آن حضرت قسم ياد نمود كه « و الذي فلق الحبة و برء النسمة ما وطئنا موطئا و لا هبطنا واديا الا بقضاء اللّه و قدره » و بعد از آنكه سائل گفت كه « عند اللّه احتسب عناى ما ارى لى من الامر شيئا » آن حضرت در جواب او فرمود كه « مه أيها الشيخ لقد اعظم اللّه اجركم في مسيركم و انتم سايرون و في منصرفكم و انتم منصرفون و لم تكونوا فى شىء من حالاتكم مكرهين و لا اليها مضطرين » . و بعد از آنكه سايل از آن حضرت استفسار نمود كه « و كيف ؟ و القضاء و القدر
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 198 | مير سيد محمد علوى عاملى