تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
مستلزم حاجت است امّا جسميّت از جهة حاجت باجزاء خارجيّه ، و امّا جوهريت از حيثيت افتقار باجزاء عقليه ، و امّا حاليّت و محلّيت از جهة حاجت هر يك به ديگرى ، بوجهى از وجوه . و اما رؤيت از براى افتقار مرئى بمادّه و جهت و اما شركت از جهت استلزام عجز و امكان و امّا زيادتى صفات كماليه از حيثيت استلزام نقصان او في ذاته و هر ناقص محتاج به غير است ، تا متصف به آن صفات شده كامل گردد ، و چون حق تعالى غنى على الاطلاق است بايد كه متّصف بجميع صفات ثبوتى و سلبى لذاته باشد و ازين جهت او را تام ميگويند . و امّا حميد آنست كه بذاته مستحق جميع محامد باشد ، فلا محاله جميع وجودات و كمالات وجودات از نعمتهاى بىغايت او خواهد بود ، پس فوق تمام است ، چه جود او اقتضاى اراده افاضت پرتو نور وجود ذاتى بر اعيان ممكنات در خور استعداد ايشان نمود پس بمحض ارادت ذرّات مكوّنات را از كتم عدم و ممكن فنا در عرصهء وجود و فضاى شهود ظاهر گردانيد ، پس لايح گرديد كه حميديت حق - تعالى مستلزم آن است كه جميع صفات كمالى ذاتى و مجموع اقسام انعام كه از صفات فعليّه اوست او را حاصل باشد و اين نيز مستلزم آن است كه او را حاجت به غير مطلقا نباشد ، پس متّصف بجميع صفات سلبى بذاته است . و بالجمله بتعاضد عقل و نقل ظاهر شده كه حضرت حق جل جلاله متّصف است بجميع صفات كمال ، و از وجوه نقص به كلى مبراست ، چه در بدايت فطرت سليمه مرتكز است كه واجب الوجود را اعلى مرتبه كمال خواهد بود و حضرت حق را با كمال وحدت ذاتى اسما و صفات متقابله هست ، چنانچه از تذكر نود و نه نام ظاهر ميگردد
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
. و چون حق جل و علا بذات خود مقتضى صفات كمال است ، و معلوم شد كه