ركن دوم در بيان تحقيق افعال عدل و حكمت حق تعالى
و در آن دو مطلب است
مطلب اول در بيان افعال
بدان كه فعل گاه بود كه متصف بامر زايد بر خود بود : مثل اينكه مقارن قصد و اراده شود ، و گاه باشد كه متّصف به آن نشود خواه فاعل آن را شعور به آن باشد و - خواه نباشد ، مانند سوختن آتش و افتادن كسى از بلندى و برين دو تقدير فعل را اتّصاف بحسن و قبح به هيچ وجه نيست ، بخلاف فعل فاعل بر تقدير احتمال اول و اين نيز بر دو قسم است اول آنست كه از آثار و افعال او باشد دوم افعال بندگان بحسب حكم و فرمان او .
بيان اول آن است كه چون صفات الهى مبادى اكواناند ، و روشن شد كه لا يزال ميانه صفات تخالف و تقابل واقع است و حكم ظهور هر يك از شوب مداخلت آن ديگر خالى نيست ، اين معنى اقتضاء آن كرد كه در عالم ظلّ آن متحقق گردد .
لاجرم مشيّت ازلى بايجاد اضداد متعلق شد ، و تزاحم اضداد و تخالف ظاهر گشت ، هر چند غلبه أحد الضدين راست ، چنانچه از تفحص اجزاء عالم و تبصر آن به نظر اعتبار ، هوشمند دانا را ظاهر ميگردد
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ »
چنانچه خلق نمود اضداد را در مقابل يكديگر ملك و شيطان و لطيف و كثيف ، و فوق و تحت ، و آسمان و زمين ، و عناصر هر يك در مقابل ديگرى .