تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
ظاهر گرديد بطلان قول بيضاوى كه « و جعل السّؤال لتبكيت القوم الذين قالوا ارنا اللّه جهرة خطأ اذ لو كانت الرؤية ممتنعة لوجب ان يجهلهم و يزيح شبهتهم » . وجه بطلان اين قول آن است كه موسى عليه السّلام هر چند مبالغه در بطلان گمان بنى اسرائيل مىنمود الحاح و مبالغه ايشان در اين باب روزافزون بود چنانچه ظاهر از گفته امام عليه السّلام است ، و بيضاوى از آن غافل ، بلكه از گفته زمخشرى در كشّاف نيز شده كه « ما كان طلبه الرّوية الّا لتبكيت هؤلاء الذين دعاهم سفها و ضلالا تبرأ من فعلهم و ذلك انهم حين طلبوا الرّؤية أنكر عليهم و اعلمهم الخطاء و نبّههم على الحق فلجوا و تمادوا في لجاجهم » تا آخر آنچه گفته است . و باز از كلام حقايق انجام امام عليه السّلام ظاهر شد بطلان آنچه اشاعره گفتند كه طلب رؤيت حق تعالى از موسى عليه السّلام بود . و همچنين ظاهر شد بطلان آنچه معتزله در جواب ايشان گفته‌اند يك بار به آنكه مراد از رؤيت در آيه علم است ، نه ادراك بصرى ، و يك بار باينكه در كلام حذف مضاف است يعنى « أرنى آية من آياتك » و يك بار باينكه سؤال حضرت موسى از جهت حصول زيادتى اطمينان بر امتناع رؤيت حق تعالى بود چنانچه شارح تجريد نقل نموده است كه « انّه سئل الرؤية مع علمه بامتناعها لزيادة الطمانينة بتعاضد دليل القطع كما في طلب ابراهيم عليه السّلام أن يريه كيفية احياء الموتى » . چه معلوم است كه چون امتناع رؤيت حق تعالى اجلى بديهيّات است پس صلاحيت حصول زياده اطمينان ندارد ، و آنچه از قصّه ابراهيم عليه السّلام نقل نموده است افتراء بر آن حضرت است بلكه سبب مسئلت آن حضرت از حق تعالى ، نمودن كيفيت زنده گردانيدن مردگان آن است كه چون آن حضرت شنيده بود كه خليل خدا كسى است كه اگر طلب زنده گردانيدن مردگان از پروردگار عالميان كند ، در معرض قبول افتد ، و آن حضرت را اگر چه گمان آن بود كه خليل خداست ، ليكن