تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
انكشاف تام علمى است كه حاصل بعد از رؤيت مرئى است پس اين اطلاق از قبيل اطلاق ملزوم بر لازم است ، فلا جرم نزاع در حصول اين مرتبه انكشاف است كه بىجهت و مقابله ممكن الحصول است يا نه و باز جايز است كه متعلق بذات حق تعالى شود يا نه . پس خلاف ميان اشاعره و غيرهم در دو مقام است : اول در رؤيت بمعنى انكشاف تام ، بىمقابله و جهت ، و دوم بر فرض و تقدير حصول اين مرتبه انكشاف بىجهت و مقابله نزاع است در اينكه متعلق بذات حق تعالى در نشأهء قيامت مىشود يا نه ؟ اشاعره را اعتقاد بجواز رؤيت در هر دو موضع است ، فلهذا حكم بر صحت رؤيت حق تعالى در جنت كرده‌اند اگر چه منزه از مقابله و جهت و مكان باشد و حق آنست كه رؤيت حق تعالى بطريقت قدماء اشاعره و همچنين به طرز متأخران ايشان محال است چنانچه ظاهر چندين آيه كريمه است اول
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »
وجه دلالت آيه بر بطلان رؤيت حق تعالى بطريق قدماء اشاعره آن است كه چون حق تعالى لطيف است يعنى در اعلى مراتب تجرد زيرا كه از ماهيت مجرد است فضلا عن المادة ، پس ديده‌هاى ظاهر چگونه ادراك او توانند نمود ، زيرا كه رؤيت به ضوء و لون تعلق گيرد ، و چون ضوء و لون نمىباشد مگر در جسم و جسمانى ، پس حق تعالى مرئى نباشد . و باز در رؤيت شرط است كه مرئى نزديك بحسب مكان رأيى باشد ، و چون واجب در اعلا مراتب تقدس و تنزه است پس از مكان و جهت مقدس و مبراست ، چه هر كه در جهت و مكانست جسم است يا جسمانى و چگونه كسى را اين توهم در شأن حضرت حق تعالى شود با آنكه نفس و عقل كه از مراتب امكان عالم‌اند و وجود