اول آنست كه خالق زمين و آسمانست ، و اينها اجسام عظيم و بزرگند ، پس صحيح نيست كه حق تعالى متصف بصف ولادت و فرزنددارى گردد ، چه آن از صفات اجسام است و جسم را صلاحيت آن نيست كه آفرينندهء جسم باشد ، دوم ولادت ميان دو كسى است كه از يك جنس باشد و حق تعالى مقدس از مجانس است ، پس صحيح نيست كه او را مصاحبى بود تا ولادت ازيشان صحيح باشد ، سيم آنست كه غير حقتعالى كسى كه آفرينندهء همه چيزها و عالم به آنها باشد نميتواند بود ، و كسى كه متصف به اين صفت بود مستغنى از همه چيزها خواهد بود و طلب كار فرزند كسى است كه او را حاجت به او باشد .
مخفى نيست كه آنچه صاحب كشاف در بيان آن دليل ذكر نموده كه آسمان و زمين موصوف ببزرگى و عظمتند بايد كه خالق ايشان متصف بولادت و توليد نگردد محل تأمل است چه بزرگى و كوچكى را دخل در ولادت نيست و دليلى كه نقل فرموده بر اين مدعى كه ولادت از صفات اجسام است افادهء اثبات آن نمينمايد بلكه بمنزله مصادره بر مطلوب است .
و باز آنچه ذكر نموده است كه طلب فرزند از كسى رواست كه او را حاجت به فرزند باشد محل كلام است و بيضاوى استدلال ازين آيه كريمه بر آن مدعى به چندين وجه نموده است كه « فى الآية استدلال على نفى الولد من وجوه الاول انه من مبدعاته السموات و الارض و هى مع انها من جنس ما يوصف بالولادة مبراة عنها لاستمرارها و طول مدتها ، فهو اولى بان يتعالى عنها . و الثانى ان المعقول من الولد ما يتولد من ذكر و انثى متجانسين و اللّه تعالى منزه عن المجانسه ، و الثالث ان الولد كفوا لوالد و لا كفو له من وجهين الاول ان كل ما عداه مخلوقة له فلا يكافيه و الثانى انه لذاته عالم بكل المعلومات و لا كذلك غيره بالاجماع » .
مخفى نيست كه استمرار و طول مدت زمان دليل نفى ولادت نميتواند بود ،
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص١٧٠