آيه چهارم
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ »
يعنى گواهى داد يا حكم كرد يا بيان فرمود يا اعلام نمود يا دانست و گفت
« أَنَّهُ »
آنكه اوست خداى به حق از روى تحقيق
« لا إِلهَ »
هيچ معبودى سزاى پرستش و مستحق عبادت نيست
« إِلَّا هُوَ »
مگر او كه استحقاق عبوديت او را ثابت است
« وَ الْمَلائِكَةُ »
يعنى فرشتگان نيز به همين وجه گواهى دادند يعنى چونكه بعضى از آثار قدرت و برخى از انوار عظمت مشاهده نمودند بتوحيد الهى معترف گشته بر اقرار وحدانيت او اداء شهادت نمودند
« وَ أُولُوا الْعِلْمِ »
يعنى خداوندان دانش نيز همين گواهى ميدهند .
بدان كه حق تعالى بشهادت ملائكه و اولو العلم تأييد شهادت خود نميكند بلكه بشهادت اقوال خود را تقويت مىكند ، و احوال ايشان را تعريف مينمايد كه بدين شهادت توفيق يافتهاند و به مددكارى او بمعرفت وحدانيت او شتافتهاند .
و علما را درين باب اختلاف هست بعضى گويند شهادت خداى و ملائكه و علماء بر يك معنى است زيرا كه شهادت يا اخبار است يا اظهار اگر بمعنى اظهار گيرند شهادت حق نه بقول است و نه بكتابت ، بلكه باظهار دلايل و آثار قدرت است كه هر ذره از اجزاى مخلوقات به زبان حال خطبهء وحدانيت او ميخوانند و دلالات الوهيّت و ربوبيت او بارباب الباب ميفرمايد ، شعر :
و للّه فى كل تحريكة * و تسكينة آية شاهد
ففى كل شىء له آية * تدل على انه واحد
از امام ناطق جعفر صادق عليه السّلام پرسيدند كه دليل هستى صانع جليل چيست ؟
فرمود كه بزرگترين دليلى بر هستى صانع هستى من است زيرا كه هستى من يا از من است يا از غير من ؟ اگر هستى من از من باشد ، حال از دو بيرون نخواهد بود :
يا من خود را در آن وقت هست كردم كه هست بودم و اين محال است زيرا كه تحصيل