تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
و بالجمله ، معنى لفظ احد نفى تركّب از غير است تا او را دو جزء نباشد و نفى تركّب با غير است تا با او دو نباشد و نفى معروضيت غير است تا با عارض دو عدد نباشد . پس حاصل لفظ هو دلالت بر وحدت شخصيهء حق تعالى دارد و لفظ اللّه دلالت بر وحدت و تجرد او از حيثيت صفات كماليه اكرامية دارد ، و لفظ احد بر وحدت و تجرد او از جميع صفات جلاليه ، بلكه حق آنست كه هر يك از اين الفاظ دلالت بر كل اينها دارد . و بيضاوى در تفسيرش گفته است كه « احد بدل او خبر ثان يدل على مجامع صفات الجلال ، كما دل « اللّه » على جميع صفات الكمال اذ الواحد الحقيقى ما يكون متنزه الذات عن انحاء التركيب و التعدد و ما يستلزم احدهما كالجسمية و التحيّز و المشاركة في الحقيقة و خواصها كوجوب الوجود و القدرة الذاتية و الحكمة التامة المقتضية للالوهية » احد بمعنى واحد است ، و اصل آن وحد است ، پس واو را قلب بهمزه نمودند چه واقع در طرف كلام بود .
« اللَّهُ الصَّمَدُ »
در تكرير لفظ اللّه دلالت است بر آنكه اين حكم مصون از شك و سهو است و نيست كه از قائل اين قول از روى شك يا سهوى درين گفته بظهور آمده باشد ، و « صمد » فعل بمعنى مفعول است من « صمد اليه إذا قصده » و بمعنى غير مجوف است ، پس درين كريمه نفى كثرت مع الذات و قبل الذات و بعد الذاتست ، چه معلوم است كه هر يك ازين حالات مستلزم آنست كه جوف داشته باشد زيرا كه اول كه عبارتست از كثرت مع الذات آنست كه وجود زايد بر ذاتش باشد فلا محاله صاحب ماهيت و وجود خواهد بود و چون وجود مرتبه تشخص است پس ماهيت او عموم و استيعاب كه كنايت از جوف است خواهد داشت . دوم كه عبارتست از كثرت قبل الذات آنست كه مركب از اجزاء نباشد و سيم