حق تعالى آنست كه بارى تعالى تربيتكننده و دارندهء عالميانست فلا جرم او را وجود لذاته خواهد بود ، و الا لازم آيد كه درين صفت او را حاجت به غير باشد و اين محال است چه مستلزم دور يا تسلسل است و هر كه را وجود لذاته بود بقاء آن لذاته خواهد بود ، پس ظاهر گرديد كه در اين آيه دلالت است بر بقائى كه عين ذات اوست فلا جرم ازلى و ابدى است ، پس سرمدى خواهد بود . و ازين جهت سرمديت را از صفات ثمانيهء واجب نگرفتهاند . پس ظاهر شد كه مراد از بقاء استمرار وجود او در أزل الآزال و ابد الآباد است ، نظر باصل ذات نه بقاء زايد بر ذات چنانچه اشاعره ميگويند و الّا لازم آيد كه قابل فنا و عدم لذاته باشد ، و باز آن را حاجت به سببى خواهد بود ، پس آن سبب ذات حق تعالى است يا غير آن ذات ، اول مستلزم آنست كه موجد صفت كمال خالى از آن صفت كمال باشد ، و دوم مستلزم احتياج واجب در صفت كمال به غير است ، و با وجود اين فساد لازم آيد كه در سلسلهء حاجت مستند بذات حق شود ، و اين مستلزم فساد اوّل است .
و بالجمله در حكمت مبيّن شده كه آنچه كمال وجود مطلق است ، ظهور آن از سببى موقوف بر اتصاف او به آن صفت است ، بلكه اين مقدمات از ضروريّات فطريه است .
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص١٣٦