تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
و ديگر ميگفتند كه عيسى دانا بود و از غيب خبر دادى . حكيم ايمائى بدان ميفرمايد كه اين قدر دانش در ربوبيت كفايت نكند بلكه خداى را حكمت بايد تا هرچه كند بدانش كند و علم او جملهء معلومات را احاطه نمايد و عيسى جز از مطعومات و مدّخرات اخبار نميكرد ، پس عيسى خدايى را نشايد كه قادر غالب و عالم حكيم نبود و بعد از آنكه ظاهر شد كه حق تعالى راست گفتار و راست‌كردار است پس عادل خواهد بود .

مطلب هشتم در اثبات بقاى حق تعالى

بدان كه جميع اهل اسلام را اتفاق است در اينكه حق تعالى باقيست ، و خلاف در آنست كه بقاء بذات خود است يا ببقاى قائم به او : اشاعره را اعتقاد بدوم است و اماميه و حكما و معتزله را اول و بعضى را اعتقاد آنست كه بقاء عبارت از وجوديست كه عدم سابق و فناء لاحق به او راه نيافته باشد و آيهء كريمه
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
را دلالت است بر بقاى حق تعالى كه عبارتست از استمرار وجود او : يعنى آنچه بر روى زمين است فنا و عدم‌پذير است خواه صاحب ادراك و شعور باشد و خواه نباشد و اختيار كلمهء من كه موضوع از براى صاحبان عقل است از باب تغليب نه تخصيص است . و شيخ طبرسى فرموده است كه « عليها » كنايه از زمين است از جهت اينكه معلوم است اگر چه گذارش نيافته است و حق خلاف اينست چه قبل ازين در آيهء كريمه
« وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ »
سمت ذكر يافته است پس حاجت بارتكاب اين تكلّف به هيچ‌وجه نيست .
« وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ »
وجه عبارت از ذاتست وجه استدلال ازين آيه بر بقاى