تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و ابن عباس چنين نقل نموده كه حق تعالى پشه‌ها را بر نمرود و لشكرش مسلط گردانيد تا گوشت و خون ايشان را خوردند و يك پشه بر نمرود مسلط شده او را هلاك گردانيد . مخفى نخواهد بود بر حقيقت‌شناس دوربين كه چشم بصيرتش مكحّل بسرمهء يقين شده باشد كه در اين آيهء كريمه استدلال عقلى بر مطلوب اصلى است به آنكه عدم نطق و تكلم نقص است و ناقص را صلاحيت الوهيت و معبوديت نيست . و حق تعالى اشاره به اين دليل بلسان خليل عليه السّلام نموده كه
« فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ »
. و بالجمله درين آيه اشارت است بصبح صادق برهان قطعى كه شرط معبود آنست كه قدرت بر نطق داشته باشد و بعد از آن تنبيه بر بداهت مقدمات اين استدلال نمود كه
« فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ »
چه مراجعت بوجدان شاهد روشن بر صحت مقدمات برهانست و بعد از آن اعاده اين دليل فرمود كه
« أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ
( و لا ينطق معكم حتى يقدر على نفعكم و ضركم )
أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ »
و بعد از آن تأكيد دليل نموده كه
« أَ فَلا تَعْقِلُونَ »
يعنى تعقل در علم و عمل خويش نماييد . و تأييد در مرتبه چهارم نموده كه
« قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ »
و درين آيه اشارت بر قدرت حق تعالى بر نطق و كلام است ، پس او را صلاحيت معبوديت و الوهيت است چه ابراهيم را نفع داد و دفع مضرت نمود و يارانش كه در مدت مديد و عهد بعيد بصدد ضرر رسانيدن به آن حضرت بودند تا كه آتش افروختند ، به اشاره
« كُونِي »
« بَرْداً وَ سَلاماً »
نمود ، پس ظاهر گرديد كه معبود عالميان بايد كه متصف بقدرت بر نطق و قول كه از جنس اصوات و حروف است باشد .