تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
كه دلالت بر انضجار صاحبش دارد
« وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ »
يعنى بدى و نابخردى بر شما و بتان شما كه عبادت ايشان مينماييد
« أَ فَلا تَعْقِلُونَ »
يعنى شما عاقل نيستيد ؟ چه عاقل بعد از آنكه حق بر او ظاهر شود تابع آن ميگردد . يا مراد آنست كه بعقل تصور حق نمىنماييد ؟ و بعد از آنكه عذر و اعتذار ايشان بر طرف شد ، در باديه جدال و هاويهء لجاج در آمده حجت و برهان را از دست گذاشتند و بعضى در معرض خطاب با بعضى ديگر از ياران خود در آمده گفتند
« حَرِّقُوهُ »
يعنى بسوزانيد ابراهيم را به آتش
« وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ »
يعنى نصرت و يارى خدايان خود دهيد بانتقام كشيدن ازو
« إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ »
اگر شما عبادت‌كنندگان اين بتانيد . بعد از آنكه آتش را افروخته و آن حضرت را نزديك آن بردند خطاب مستطاب حق تعالى به آتش شد كه
« يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ »
و بالجمله مراد از قول
« يا نارُ »
امر تكوين است چنانچه در آيه
« إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
است و بالجمله ارادهء حق تعالى متعلق بسردى آتش و سلامتى آن شده پس سرد و سالم شد . و به اين تقرير ظاهر گرديد بطلان گمان بعضى از علماء كه آتش جسم جماديست پس خطاب به آن صحيح نخواهد بود غافل از اينكه مراد از قول امر تكوينى است و سبب نجات آن حضرت از آتش گفتن
« حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ »
بود چنانچه ابن عباس بر آنست و به اعتقاد بعضى « گفتن يا اللّه يا واحد يا احد يا صمد يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد » .
« وَ أَرادُوا بِهِ »
يعنى اراده نمودند بابراهيم
« كَيْداً »
يعنى شر و تدبير در هلاكت او
« فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ »
پس گردانيديم ايشان را زيان‌كارترين زيان‌كاران ، چرا كه سعى ايشان دربارهء مضرت رسانيدن به آن حضرت برهان قاطع و دليل ساطع بر بطلان ايشان شده شرمسار در نظر مردمان گرديدند ، بعد از آنكه اراده شرمسارى آن حضرت نموده بودند .