بر كراهت واجب عدم آنها را دارد و با وجود اين اكتفا به آن آيات ننموده ، متصدى بعضى از آياتى كه دلالت بر كراهت دارد شديم و حكما واجب تعالى را مريد خوانند بمعنى آنكه عالم است بنظام و تربيت عالم و اين معنى نزديك است بمعنى مذكور .
مطلب پنجم [ در ادراك ( سمع و بصر ) ]
بدان كه اهل اسلام را اتفاق است بر اينكه خداى تعالى مدرك است و خلاف ميان ايشان در معنى آن است .
اشاعره و بعضى معنى آن را صفت زايد بر علم ميدانند و محقّقان آن را نحوى از علم ، فلهذا ميگويند كه سمع علم بمسموعات و بصر علم بمبصراتست ، پس سميع عالم بمسموعات و بصير عالم بمبصرات است و اثبات اين صفات بمجرّد عقل مىشود و همچنين اثبات شم و ذوق ، لكن اطلاق لفظ موقوف بسمع است .
و ابو الحسن اشعرى را نيز اين اعتقاد است بخلاف اعتقاد اشاعره كه از سمع و بصر دو صفت خواهند غير علم بمسموعات و مبصرات ، و درين حال اثبات سمع و بصر بدليل عقلى ممكن نيست ، بلكه بدليل سمعى شود ليكن عقل نفى آلات جسمانى كند .
و على التقديرين اثبات سمع و بصر به چندين آيه است أمّا بطريق ما اماميه باطلاق اين دو لفظ از شارع و امّا بطريق اشاعره اثبات اين دو صفت پس در آن چندين لطيفه است .
لطيفه اول قوله تعالى « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »
شيخ طبرسى بر آن است كه كاف درين آيه كاف زايده بواسطه تأكيد نفى است يعنى مثل او چيزى نيست