تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
را اتفاق است در اينكه مراد از اهل بيت در اين آيه اهل بيت حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله است و عكرمه را از مخالفان اعتقاد آن است كه مراد از اهل بيت ازواج آن حضرت است و اين اعتقاد ناصوابست به دو وجه : امّا اوّل بنابر آنكه ضمير خطاب در اين آيه ضمير مذكّر است نه مؤنّث پس صلاحيت ندارد كه خطاب بزنان آن حضرت باشد بخلاف
« لَسْتُنَّ »
در آيه سابق بر اين آيه و غير ذلك از ضمير مؤنّث و باز در آيه سابقه عتاب و اعتراض بر زنان آن حضرت است به اين كه در مقابل گناه ايشان دو چندان عقاب خواهد بود . امّا دوم بنابراين كه موافق و مخالف نقل نموده‌اند كه اين آيه در شأن حضرت رسالت پناه و حضرت سيّد أوصيا علىّ مرتضى و فاطمهء زهرا و حسن و حسين عليهم السّلام است چنانچه ابو سعيد خدرى و انس بن مالك و واثلة بن اسقع و عايشه و أمه سلمه ذكر نموده‌اند و همچنين ابو حمزه ثمالى و ثعلبى در تفسيرشان گفته‌اند . و بالجمله مقصود ازين آيه ذكر اراده است ، و اما كراهت عبارت از اراده نكردن است پس بنابراين كراهت قسمى از اراده خواهد بود و معتزله را اعتقاد آن است كه كراهت صفت ديگر غير اراده است ، چنانچه در قرآن مجيد واقع است
« كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً »
و باز واقع است كه
« وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ »
. بيان اين مراد بنوعى ديگر آنست كه واجب تعالى مريد است ، زيرا كه ممكن جايز الوجود و العدم است و اختيار وجود بر عدم به جهت مرجحى خواهد بود و آن مرجح علم بمصلحت است ، چه ظاهر است كه ترجح جانب وجود بواسطهء علم به فائده باشد و مراد باراده همين علم است و چون اراده تعلق بجانب وجود گيرد ، هرآينه جانب عدم مكروه خواهد بود و ازينجا لازم آيد اثبات كراهيت . پس آيات قرآنى كه دلالت بر ارادهء واجب آن امور را دارد ، بعينها دلالت