مطلب چهارم در اراده است
بدان كه اهل اسلام را اتفاق است بر اينكه خداى تعالى مريد است اگر چه ايشان را خلاف در معنى اراده است ، محققان از متكلمين مانند قبلة العارفين نصير الحكماء و المحققين در تجريد و ابو الحسين از بصريين بر آنند كه اراده نفس داعى بمعنى علم ينفع است ، فلا جرم مصلحت فعل باعث تعلق ارادهء فاعل بفعل است و امّا اشاعره و جبّائيان بر آنند كه اراده صفت زايد بر علم است و حق مذهب اول است چنانچه مقتضاى كريمه
« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ »
است چه ظاهر اين آيه تعلق ارادهء حق تعالى به آسانى بندگانست ، و در اين دلالت است بر اينكه اراده نفس علم بمصلحت است .
بناء على ذلك شيخ طبرسي در تفسير اين آيه فرموده است كه در اين آيه دلالت است بر بطلان گفته قائلان بجبر كه « فيه دلالة على بطلان قول المجبّرة لأنه بين أن في افعال المكلفين ما يريده سبحانه و هو اليسر و ما لا يريده و هو العسر و لانه اذا كان لا يريد بهم العسر فأن لا يريد تكليف ما لا يطاق أولى » .
و بالجملة آيات قرآنى و بيّنات فرقانى را دلالت بر اين مدّعى است اوّل
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
.
بدان كه مراد از قول
« كُنْ »
امر تكوين است ، پس حاجت نيست باينكه ذكر قول
« كُنْ »
درين آيه بر سبيل تشبيه يا تمثيل باشد . فلا جرم
« فَيَكُونُ »
از كون تامه است بمعنى « يوجد » نه « كون ناقصه » .
دوم
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
امّت