تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
ايشان بقبضه قدرت اوست ، همه مملوك اويند . پنجم اشارتست بر آنكه متصرف او هم اوست ، و ديگران را تصرف نيست ، ششم دلالتست بر آنكه تصرف او در مملكت از روى علم و دانش است هفتم ايمائى به آنكه كسى را بكنه ذاتش راه نيست هشتم اشارت بر عدم احاطهء غير بمعلومات و مقدورات او ، از جهت آنست كه سعت و عظمت بعضى از آن بىپايانست . نهم دلالتست بر كمال قدرت بىغايت كه چنين مخلوقات عظيم را بىآنكه رنجى به دو رسد محافظت مىكند . دهم ايماء بر حال علو ذات و كمال عظمت صفات او . پس در اين آيهء كريمه دلالتست بر توحيد ذات و ساير صفات ثبوتى و سلبى و همچنين بر صفات فعلى اما مفتتح اين آيه باسم ذات مستجمع جميع صفات و مستحق جميع محامد جلال و جمالست ، پس اشاره شده است در اول اين آيه به آنچه از كل اين آيه مستنبط است ، و بعد از ذكر
« اللَّهُ »
متوجه
« لا إِلهَ »
شده يعنى نيست الهى كه مستحق عبادت باشد
« إِلَّا هُوَ »
پس در اين آيه اشارت بتوحيد واجب بالذات من جميع الوجوه و الحيثيات است ، يعنى جزء ندارد نه عقلى و نه مقدارى و نه خارجى كه عبارت از احديت است و شريك ندارد و اين كنايت از واحديت است ، و صفت زايد بر ذات خود ندارد ، و اين عبارت از صمديت است ، و بعد از آن او را وصف بصف حى و قيوم نمود چرا كه جميع صفات كماليه مستند بايشانست . و بعضى را اعتقاد آنست كه اين دو صفت اسم اعظم‌اند ، و از ابن عباس منقول است كه اعظم اسماء حسنى اين دو نامست ، چه قيوم متقوّم بذات خود و قائم سازندهء جميع چيزهاست از اجسام و اعراض و ازمنه و امكنه و جهات ، فلا محاله نه جوهر و نه جسم و نه عرض و نه در زمان و نه در مكان و نه در جهت است ، چه آفرينندهء اينهاست ، پس ايشان حادث خواهند بود ، و چون اينها بقدرت و اختيار مخلوقند ، پس عالم بكل اينها خواهد بود
« أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ »
؟ و در فتوحات آورده كه اگر به جهت معنى قيوميّت او نباشد . يك لحظه عالم را
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 109 | مير سيد محمد علوى عاملى