و درين كريمه اشاره بر بطلان ظن و حسبان يهودان است ، و ببودن ممكن در بقاء محتاج بمؤثر است ، بناء على ذلك فرمود كه
« لَهُ ما فِي السَّماواتِ »
از مبدعات علويه
« وَ ما فِي الْأَرْضِ »
از مكونات سفليه ، بايجاد و تصرف در ذات و در بقاى ايشان ، پس چگونه از آن غافل تواند شد . و باز اشارتست بر بطلان گمان صابيان كه افلاك و كواكب را در وقوع افعال و ظهور آثار مستقل ميدانند غافل از آنكه مسخر امر و فرمان خالقاند .
« مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ »
كيست آن كس كه درخواست كند نزديك او مگر بدستورى و رخصت او ، و درين آيه بيان انفراد در حكومت و سلطنت و كبرياء است و اشاره بر بطلان گمان بتپرستان در اينكه بتان ايشان شافعانند .
« يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ »
ميداند حق تعالى آنچه در پيش اهل آسمانها و زمين است از امور اين جهان ، و آنچه خواهد از پس ايشان از كارهاى آن جهان و درين آيه اشارت باحاطهء علم او جميع چيزها را است ، بىآنكه تعاقب و تجدد قياس به او داشته باشد ، بلكه جميع آنها را ميداند يك دفعهء غير زمانى كه تعبير از آن به زبان اعلام حكماء به دهر است .
« وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ »
آفريدگان فرا نرسند و احاطه نكنند به چيزى از معلومات حق تعالى
« إِلَّا بِما شاءَ »
مگر بدان چيزى كه او خواهد كه ايشان بدان محيط شوند ،
« وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
و فرا رسيده و گنجايش يافته كرسى او يعنى گنجايش دارد كرسى او آسمانها را و زمينها را ، يعنى هفت آسمان و هفت زمين در درون كرسى ميگنجد و سدرة المنتهى بر كرسى است و ميان سدره و كرسى حجب بسيار است ، از نور و ظلمت و غير آن ، غلظ هر حجابى پانصدساله راه ، اگر حجب نبودى حمله كرسى از نور حملهء عرش بسوختندى . و هفت آسمان و هفت زمين در جنب كرسى چون هفت درم باشد در جنب سپرى بزرگ و كرسى نسبت با عرش چون حلقهء صغيره باشد در بيابانى .