تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
نه در صفات نسبيه و اضافيه و مخفى نيست كه اين معنى نه مستنبط از عقل و نه از لغت است بلكه احياء عبارت از افاده حياتست پس
« يُحْيِ الْأَرْضَ »
يعنى زمين را حيات داد بعد از ممات ، و در زمين خراب احياء موات يعنى ايجاد حيات كرد ، و بالجمله حيات در مانند اين مثالها بمعنى خود است پس آنچه امام فخر در جواب اعتراض گفته ناصواب است .
« الْقَيُّومُ »
قيوم صيغه مبالغه است از قيام ، و اصل آن قيووم بر وزن فيعول واو و يا در يك كلمه جمع شده اول ساكن بود و او را قلب بيا كردند ، و يارا دريا ادغام كردند ، قيوم شد ، و معنىاش قائم بذات خود كه مقيم غير است ، و چون قيام بذات عبارت از وجوب وجود است كه مستجمع جميع صفات ثبوتى ، و سلبى كه خلوّ اوست از جميع نقايص و عيبها . و مقيم غير ، متضمن جميع صفات فعليه ، يعنى صفاتى كه بارى تعالى را نظر بآثار و افعال ثابت است . فلا جرم قيوم كه مشتمل بر جميع صفات ذاتيهء جمالى و جلالى و بر جميع صفات فعلى است آن را اسم اعظم خوانند . اين معنى قيوم ، اولى است از ساير معانى كه در تفسير آن گفته‌اند ، چنان كه بعضي بر آنند كه معنى آن قائم بتدبير مخلوقات خود ، از ايجاد ايشان و رسانيدن رزق بديشان است ، و بعضي بر آنند كه معنى آن دانا بجميع امور است و بعضى بر آنند كه بمعنى دائم الوجود است ، و بعضى بر آنند كه بمعنى قائم بر هر نفسى است به آنچه كسب نموده است ، تا او را جزاى عمل دهد .
« لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ »
فرا نگيرد او را سنه ، و سنه مقدّمه خوابست از فتور و غير آن كه نعاس گويند
« وَ لا نَوْمٌ »
چه منزه از فتور و قصور و غفلت است ، زيرا كه قيوم جميع كاينات و فعال جملهء مكوناتست . پس اگر او را غفلت دست دادى ، چيزى از آنها باقى نماندى .
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 105 | مير سيد محمد علوى عاملى