تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
پرده نيست « لو دنوت أنملة لاحترقت » فلهذا آن را مفاتح گويند ، چنانچه در كريمهء
« أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
اشاره به آن واقع است . پس ظاهر گرديد كه علم خداى تعالى باشياء قبل الوجود از جهت ارتسام صورتهاى ايشان بذات لوح و قلم است ، و ايشان مع ما فيهما نزد واجب حاضراند ، و همچنين عالم به آن اشيا از جهت احاطهء باسباب آنهاست ، و بر هر تقدير لازم نيايد علم الهى بمعدوم مطلق . أمّا بنابر أوّل ظاهر است ، چرا كه تحقق علم واجب بمعدومات ممكنه قبل از وجود را في الحقيقه تعلّق بمعدوم نيست زيرا كه جميع ممكنات نامتناهى در امّ الكتاب هست ، و قلم اعلى كه روح قدسى و عقل كل است ، مجمل بعضى از آنست ، و لوح محفوظ مفصّل آن مجمل است . و امّا بنابر دوم اظهر ، چه معلوم است كه علم بارى تعالى بجميع اشياء حادثهء زمانيه از جهت احاطهء باسباب آنهاست ، و از جملهء آن اسباب ذات اشرف اوست ، پس علم بذات خود ، علم بمعلول قريب است كه عقل اول است ، و همچنين اين دو علم علم به معلول دوم است ، و بر اين ترتيب ، پس عالم بذات خود عالم بجميع معلولاتست ، خواه لوح كه امّ الكتاب باشد ، و خواه قلم . پس بذاته اوست كه مفتاح غيب است . و اگر طريق معرفت و علم بارى بممكنات معدومه منحصر در مسلك اول كه علم حق تعالى بممكنات از حيثيت صور مرتسمه در عقلى يا نفسى از عقول و نفوس ملكى باشد ، ميبود ، علم بارى تعالى به آن جوهر كه محل صور علمى است محل اشكال ميبود ، پس تحقيق مقام آنست كه علم بارى تعالى بحوادث زمانيه قبل از وجود بطريق انطباع صور ايشان در امّ الكتاب كه لوح محفوظ است ، و بطريق علل و اسباب خواهد بود ، و اما علم او بمانند لوح منحصر است كه از جهت
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 99 | مير سيد محمد علوى عاملى