و أما منهج در بيان اينكه وجود واجب عين ذات اوست
اگر چه اين مدعى در ضمن وجوه سابقه سمت ذكر يافته است .
و درين چند لطيفه است .
لطيفة الهية [ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
]
در سوره بقره واقع است كه
« إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
.
مخفى نماند كه اين كلام دال است بر اينكه وجود بارى تعالى عين ذات اوست چه اگر زايد بر ذات او باشد فلا محاله در تحت قدرت كامله و قوّت شامله او خواهد بود ، پس صدور آن ازو بوجود است يا نه ، احتمال دوم ظاهر الفساد است ، و احتمال اول مستلزم تسلسل يا دور است ، و باز مستلزم آنست كه موجود به چندين وجود باشد و در صناعت حكمت مبين شده كه تكثّر وجود مستلزم تكثر ذاتست لا محاله ، ذوات عديده خواهد بود ، و بيانش گذارش يافت .
اما تقرير اين مدعى بر وجه ديگر آنست كه اگر وجود زايد بر ذات او باشد فلا محاله آن ذات شيء غير وجود خواهد بود و بارى تعالى قادر بر همه چيزهاست بايد كه قدرت بر ذات خود نيز داشته باشد .
و مخفى نخواهد بود كه درين وجه چندين وجوه مناقشه است : اما اولا اين وجه منقوض است بر تقديرى كه وجود عين ذات باشد چه موجود و شيء متساوقاناند چنانچه وجود و شيئية .
سؤال - اگر گويند كه شيء عبارت از ماهيت و وجود زايد بر اوست ، و هرگاه وجود عين ذات باشد او را شيء نگويند .