تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
أَصْناماً
الآية » أبيه آزر است بايد كه مراد از أبيه درين آيه آزر باشد ، و اتفاق مورخان اهل اسلام ، بلكه اتفاق مورخان جميع ملل و اديان مانند نصارا و يهود آن است كه پدر ابراهيم تارخ است ، چه اگر تارخ نبودى بايستى كه يهودان و نصرانيان در معرض اعتراض بر حضرت رسالت درآمده باشند ، كه در اصول مذهب آن حضرت اين است كه پدران انبياء تا بآدم بايد كه مشرك نباشند . و باز در سفر اول توراة واقع است كه « ابراهم بن تارخ » و چون آزر عمّ آن حضرت يا جد مادرى او بود كه تربيت آن حضرت نموده بود ، او را پدر گفته است . و بالجمله ، در قرآن مجيد اطلاق پدر بر عم شده است چنانچه در كريمهء
« نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ »
چه معلوم است كه اسماعيل عمّ يعقوب عليه السّلام بود ، و اطلاق پدر بر او شده است . و از اين مقدمات ظاهر گرديد بطلان اعتراض مخالفان بر اصول اهل حق كه پدران پيغمبران تا بآدم ، بايد كه كافر و مشرك نباشند ، و آن منقوض به پدر ابراهيم است كه آزر است و كفر او از آيهء كريمه ظاهر و باهر است .

[ لطيفة تأويليه

« وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْراهِيمَ »
القلب
« إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ »
و هو الروح و ما يتولد منه
« نَعْبُدُ أَصْناماً »
و هو ما سوى اللّه
« فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ »
إلا أن أدركتنا العناية فنعرض عنها
« بَلْ وَجَدْنا آباءَنا »
و هم الارواح و الآباء العلوية
« كَذلِكَ يَفْعَلُونَ »
يتعلق بعضهم ببعض
« فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي »
إذ تعلقت بهم فصرت محجوبا بهم عن اللّه .
« خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ »
إلى حضرته
« هُوَ يُطْعِمُنِي »
من طعام العبودية الذي به يعيش القلوب
« وَ يَسْقِينِ »
من شراب طهور التجلّى
« وَ إِذا مَرِضْتُ »
بتعلقات الكونين
« فَهُوَ يَشْفِينِ »