تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
جنت مينامند از جهت اينكه ساتر و پوشانندهء روى زمين است و جنّه و جنّ سپر وسيع است كه پوشانندهء مردمان است و جنين فرزندى است در شكم مادر كه پنهانست در او ، فعيل بمعنى مفعول است ، و اصل اين كلمه ستر است و مرجع اين جمله با يك اصل است كه از جن است . يعنى چون تار كرد بر او شب در هنگامى كه بصدد مناظره با طايفهء زنادقه بود ، و ارادهء هدايت كردن ايشان داشت ، پس با ايشان بمقدمات مسلمهء ايشان تكلم نموده خود را بمنزلهء يكى از ايشان دانسته چون كوكبى ديد فرمود
« هذا رَبِّي »
بر سبيل استنكار و انكار اگر چه به ظاهر حال موافقت با ايشان نموده بود و اما بيضاوى را اعتقاد آنست كه در عنفوان شباب و پيش از بلوغ آن حضرت بود ، پس اين اعتقاد بغايت ناصواب است چنانچه
« يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ »
دلالت بر آن دارد . فلمّا افل » يعنى چون آن كوكب غروب نمود ، ابراهيم عليه السّلام فرمود كه آن را صلاحيت خدايى نيست كه
« لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ »
يعنى بخدائى نميگيرم چيزى را كه غروب و انتقال و تغير از حالى بحالى باشد .
« فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً »
يعنى چون ديد كه قمر ابتداء بطلوع نموده روشن كرد روى زمين را ، فرمود بر سبيل فرض يا انكار و استنكار
« هذا رَبِّي »
اشعار باينكه پروردگار بايد كه اكبر و اكمل از هر چيزى باشد ، و چون آن گروه زهره يا مشترى را پرستش مينمودند ، از باب الزام ايشان فرمود كه چون نور قمر بيش از ساير كواكب است ، بايد كه آن را ربّ و پروردگار خود دانيد
« فَلَمَّا أَفَلَ »
چون آن نيز فرو شد ابراهيم عليه السّلام گفت آن را نيز صلاحيّت خدايى نيست ، و ازينجا التجا به خدا كرده ازو يارى خواست ، و طلب هدايت و توفيق كرده گفت
« لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ »
يعنى اگر خداى من مرا به من بازگذارد ، و چراغ هدايت به راه من نتابد ، هرآينه گمراه خواهم بود .
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 65 | مير سيد محمد علوى عاملى