تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
اين انواع و اختراع بهيولى و علت اولى نمود ، مقصر بود
« أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. بالجمله در زمين اجناس تراب مختلفه كه در رنك و بوى و صلابت و رخاوت به يكديگر نمانند ، و از هر يك كارى آيد و بر او انواع گلها چون طين مختوم و ارمنى و ابيض كه هر يك را خبرى شايد ، و احجار با خاصيّتش را چون بادزهر و مقناطيس و امثال آن غايت نى ، نباتات با منفعتش را چون حبوبات غاذيه و اشجار مثمره نهايت نى ، و برين قياس امر معادن : چون زر و سيم كه مدار معاش بر آن نهاده‌اند و مخازن جواهر قيمتى مانند لعل و ياقوت و فيروزه در او ، و باز بواسطهء استقرار زمين كوههاى شامخ عالى و همچنين در او درياها پرجواهر و لآلى ، و باز دواب را در آن جاى داده و ايشان چهار صنف باشند سكّان آب از حيوانات بحريّه ، و متوطنان ما تحت الارض از حشرات و هوام ، و ساكنان فضاى زمين از سباع و بهايم ، و سايران ساحت هوا از مرغان . و در هر يك از اجناس ، و انواع و اصناف و اشخاص ايشان صد هزار اعجوبه ظاهر است ، از اختلاف شكل و صورت و آواز و هيأت و حركات و سكنات ، و هر يك از ايشان ملهم‌اند به آنكه غذاى خويش چون بدست آرند ؟ و همگنان خود را چگونه نگاه دارند ؟ و مقام خويش بر چه منوال سازند ؟ و جفت خود را بچه نوع شناسند ؟ و از دشمن خود بچه حيله پرهيز كنند ؟ و باز بسيارى از عجايب آسمان و غرايب زمين كه بصاير كروبيان از ملاحظه آن‌ها بردوخته و اجنحه طايران افهام از سحاب انوار او سوخته ، مگر مقربان بارگاه الهى و چاشنىگيران خوان نامتناهى ، مانند ابراهيم عليه السّلام -
« لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ »
« فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ »
جنّ عليه الليل و أجنّه الليل كما يقال ذهب به و اذهبه ، و دخل به الدار و ادخله فعل لازم باشد ، تعديه‌اش بهمزه كنند يا به حرف جر ، و الجن الستر و الاجنان الاظلام و الجنون سترة لقلّة العقل و الجنة البستان الكثيرة الشجرة و آن را