كه از غايت ظهور ادراك آن نتوان كرد ، تا ستر اشعهء سطوات ظهور او نكند او را نتوان نمود ، پس شايد كه چيزى مظلم ، مانند عدم مطلق نمايندهء روشنى كامل چون وجود مطلق شود ، تا روشنى ضعيف يعنى عدم ممكن كه آن را عدم اضافى ميگويند نمايندهء روشنتر از خود گردد ، چون آينه نسبت با قرص آفتاب و مقابل هستى جز نيستى نيست و نماينده تا به نيستى بعضى از صفات متصف نگردد و بتجليه و تصفيه موصوف نشود نمايندگى ازو نيايد ، بلكه بحقيقت نمايندهء آن نيستى است .
و ازين تفصيل ظاهر گرديد كه نزد مدقّقان حكماء موجود امر كلى است ، و وجود مطلق نيز امر كلّى است و وجود اشياء از جانب وجود بارى تعالىاند و نزد صوفيه وجود و موجود جزئى حقيقىاند و منحصر در ذات واجب الوجوداند ، و ما عداى او موجود نمايند و نزد متألّهان حكما وجود جزئى حقيقى است ، و موجود امر كلى ، چه مراد از موجود بمذاق ايشان منسوب به حضرت وجود است ، فلا جرم اين مذهب واسطهء ميان مذهب حكما و صوفيه است و ازين مراتب ظاهر گرديد امكان انطباق اين آيهء كريمه بر جميع اين مذاهب و آراء اگر چه به نظر بصيرت مذهب اول ، و انطباق اين كريمه بر آنست ، چنانچه اعتقاد معلّم حكمت ايمانى يمانى است « 1 » أدام اللّه تعالى لواء تعليمه . و جميع حكماء مشّاء سيّما شيخ ابو علي سينا را نيز اين اعتقاد است ، اگر چه صاحب محاكمات را اعتقاد آنست كه مذاق شيخ ذوق متألهان است ، و حق خلاف آن است ، چنانچه از مصنّفات او خصوصا كتاب شفا ظاهر است ، و متوجه بيان تفصيل آن بر اسبغ وجهى و اكمل بيانى در شرح الهيات شفا شدهايم .
هامش
( 1 ) - مقصود محقق داماد قدس سرّه مىباشد .