تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
صفات بر ذات او چه هر چه آن را عقل تحليل بشىء و وجود تواند كرد ، اعنى هر چه وجود زايد بر ذات او باشد هرآينه اتّصاف او بوجود علتى طلبد و حينئذ اگر علت اتّصاف ذات او باشد ، لازم آيد تقدم اتّصاف ذات او بوجود بر تأثير در اتصاف بوجود . زيرا كه عقل حاكم است به آنكه ايجاد فرع وجود است ، پس اگر وجود سابق عين وجود لاحق باشد ، تقدم شيء بر نفس لازم آيد و اگر غير باشد نقل كلام باتصاف به آن وجود كنيم ، پس لازم آيد تسلسل در وجودات يا انتها بوجودى كه عين ذات باشد با آنكه تعدد در وجود شىء واحد محال است كما تشهد به الفطرة السليمة و بيان آن بوجهى ديگر آنكه هر چه معروض وجود است نظر بذات او وجود ازو مسلوب است ، زيرا كه ماهيت من حيث هى غير ذات و ذاتيات ازو مسلوب است « كما هو المشهور بين الجمهور من انه ليست الماهية من حيث هى واحدة و لا كثيرة و لا شيئا من الامور العارضة لها » و ثبوت وجود او ناشى از ذات نميتواند بود ، بنابر آنكه عقل حكم مىكند بر آنكه ايجاد فرع وجود است چنانچه مذكور شد ، پس نتواند بود كه ماهيّت من حيث هى بىشرط وجود موجد باشد . خواه موجد خود گيرى و خواه موجد غير ، پس حقيقت واجب تعالى وجود متأكّد باشد اعنى وجود قائم بذات خود و حينئذ هم وجود باشد و هم موجود چه معنى موجود ما قام به الوجود است ، خواه از قبيل قيام صفت بموصوف باشد ، چون قيام وجود بماهيات ممكنه ، يا از قبيل قيام شىء بنفس باشد ، چون قيام وجود واجبى بذات خود . و از آنكه اطلاق قيام بر آن مجاز باشد لازم نيايد كه اطلاق موجود بر او مجاز باشد كما لا يخفى على من له ادنى بصيرة
« أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ »
و شهيد فعيل بمعنى فاعل است ، يعنى شاهد بر همه چيزها به اين معنى كه حاضر بر آنهاست بمعنى دلالت‌كننده و شهادت دهنده بر جميع چيزها يا بمعني عالم بجميع آنها . و رواست كه از قبيل عموم اشتراك يا عموم مجاز بود ، و هر دو اين معنى مراد باشد اگر چه ظاهر احتمال اول است ، چنانچه از اسماء حسنى إلهى ظاهر است
« وَ إِذا