بعضى در نشئهء دنيا ، و بعضى در نشأه عقبى ظاهر ميگردند ، و همچنانكه اطبّا را براى بيان خواص اغذيه و ادويه خلق فرمودهاند ، انبياء را نيز براى خواص اعمال مبعوث نموده ، پس انبياء اطباء نفوساند و مداوات آن به مباشرت اعمال صالحه و اكتساب عقايد يقينيّه مىنمايند ، تا بسعادت ابدى و سيادت سرمدى فايز گردد .
و بالجمله حقايق بلند ، و معارف ارجمند بلكه هر چه اعلى از نهايت مقامات واصلاناند ، در قرآن مجيد كه بيت المعمور سپاس الهى است ، منطوى و پنهاناند بر نحوى كه هر كس درخور استعداد خود از آن بهرهمند گردد ، و مخدرات حورا صفات حقايق ، در ملابس صور اوضاع شرعى بر ديدهء اولو البصاير و الابصار جلوهگر آيند ، و چنانچه نبوت ظاهر ولايت است ، و ولايت باطن او ، همچنين قرآن ظاهر كتابست ، و فرقان باطن آن ، و خاتمة النبوت جامع بين الظاهر و الباطن است بحيثيتى كه هيچكدام از طرفين قادح در كمال آن طرف ديگر نباشد ، و اين مرتبه بغايت عالى است و دور نيست كه آيه كريمه
« إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
و آيه
« وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ »
اشاره به اين مرتبه باشد و اللّه اعلم بالصواب
تتمة لطيفه [ در كلمهء آمين ]
بدان كه كلمهء آمين باتفاق علماء جزء قرآن نيست ، چنانچه بيضاوى در تفسيرش گفته است كه « ليس من القرآن اتفاقا » و اما در كتاب تيسير واقع است كه لفظ آمين نزد مجاهد از فاتحه است ، و پيش غير او از قرآن نيست و در كواشى واقع است كه « لا ينكر قولنا انها ليست من القرآن ، فانه وجد فى زماننا خلق كثير يعتقدون أنها من القرآن و أنها قديمه » و بالجمله دعوى اجماع بيضاوى در اينكه آمين قرآن نيست منافات با گفته مجاهد دارد مگر مراد بيضاوى از اتفاق اتفاق جميع مجتهدين باشد ، و اما اين گروه از جهالاند و مجاهد نادر است .