ملك است ، و ميل شهوى و غضبى صداى حكم وهمى و تخيلى و صداى شيطان است ، و لهذا در كلام سعادت انجام خاتم انبياء صلّى اللّه عليه و آله تعبير از اوّل به لمّه ملكى رفته ، و از ثانى به لمه شيطانى ، پس به حكم « تخلّقوا بأخلاق اللّه » كمال نفس انسانى در آن باشد كه به قدر وسع مناسبتى بصفات فرشته پيدا كند تا كه غالب بر نشاهء او حكم طرف اكمل از صفات متقابله باشد .
مثل آنكه هنگام مخالفت عقل و وهم ، در احكام اعتقادى ، غالب بر او حكم عقل باشد ، و وهم مغلوب ، و اگر عنان انقياد خود بدست وهم بازگذارد ، او را بمرتبه حيوانات عجم فرود آورد ، و از موجودات به غير محسوسات هيچ مسلّم ندارد ، چنانچه آنان كه مغلوب وهم و خيالاند ، موجود را منحصر در جسم و جسمانى دانند ، حتى كه در ذات واجب اعتقاد جسميت كنند ، تعالى اللّه عما يقول الظالمون علوا كبيرا ، و هنگام مخالفت ارادهء عقلى اگر با شهوت و غضب منساق گردد ، از علوّ ذروه احسن تقويم به دنوّ حضيض اسفل السافلين رسد ، و با بهايم و سباع مشاركت نموده از ايشان اخس و ارذل باشد .
و چون تميز ميان حكم عقل و وهم و مصلحت عقلى و وهمى و تخيلى بغايت مشكل است ، و فطرت انسانى به آن وافى نيست ، و لهذا ميان عقلاء باريكبين ، و زيركان مصلحتانديش ، در عقايد و اعمال مخالفت بسيار و منازعت بيشمار واقع مىشود ، لا سيّما در مطالب خفيّه و امور جزويّه ، مثل ترتّب ثواب و عقاب بر اعمالى كه ترتب آن منافع و مضارّ بر آن محسوس نيست ، و تجربه را در آن نفاد امرى نه ، بلكه جز بطريق وحى و الهام انبياء معلوم نگردد ، و علماء راسخين را بعد از كمال مناسبت با روح پيغمبر نوع اطلاعى بر آن حاصل گردد و ببركت مناسبت با وجه اللّه سبحانه و تعالى ، همچنانكه بمحض قدرت شامله و حكمت كامله اغذيه و ادويه ، هر يك را خاصيتى بخشيد ، و در هر عملى از اعمال و هر حركتي از حركات ، خاصيتى مودع فرموده كه
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص٤٢