تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨

لطيفة شرقية

بدان كه ظاهر از ما تقدّم آنست كه « مغضوب عليهم » نصارى « و ضالّين » يهودانند و مؤيّد اين مدّعى كريمه
« شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ »
است چه شرقيّه بنصارى ، و غربيّه بيهودان مفسر شده است ، و چون بعض قرآن مفسر بعض است پس ملايم آنست كه در آيه
« غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ »
اولا اشاره بنصارى و ثانيا بيهودان واقع شود و ليكن مؤيد حديث عدىّ بن حاتم كريمهء
« وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ »
در شأن يهودان
« وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ »
در شأن نصارى است ، چنانچه در تفسير آن گفته‌اند . امّا وجه آنكه از نصارى تعبير بشرقيه و از يهودان بغربيه شده آنست كه حضرت عيسى مظهر صفت جمالى است كه مقتضى ظهور و اظهار و شعور و اشعار است ، فلهذا او را در عالم صورت نسبت بشرق كه مطلع آفتاب و ساير كواكب است ، كه
« وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا »
داده شده است ، و قبلهء او نيز مشرق بوده امّا حضرت موسى على نبيّنا و عليه السلام چون مظهر صفت جلال كه مقضى استار و انتفاء اغيار است او را مناسبت با مغرب صورى كه محل غروب آفتابست بود ، فلهذا خطاب به حضرت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله شده كه
« وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ »
و قبلهء او نيز بيت المقدس كه در جانب غربست و چون حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله جامع اين دو مرتبه كمالست پس ، از خصوصيت هر يك از اين دو صفت مبرّاست بوجهى ، و موصوف است بوجهى ، به حكم
« لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ »
و قبلهء آن سرور نيز كعبه است كه در ميان مشرق و مغربست . بيان اين مدّعى بوجه ديگر آنست كه بر نشاهء عيسويه ، جهت روحانيت غالب بود به حكم
« فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا »
و به باطن تأويل مناسب به حكم
« وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ »
فلهذا محل كشف حقايق غيوبست ، چنانچه مشرق در عالم صورت محل كشف ظواهر و