تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
آنست ، و در كشّاف تصريح نموده به اين كه جمعى ديگر بر دوم‌اند ، و هر يك ازين دو طايفه بر مدعاى خود استدلال كرده‌اند كه بدل اگر چه از توابع مبدل منه است ، ليكن مقصود برأسه و مستقل بنفسه است ، و ازين جهت شرط مطابقت آن با مبدل منه از حيثيت تعريف و تنكير نكرده‌اند . پس طايفه اول نتيجه اين مقدمات را مدعاى اول گردانيده حكم نموده‌اند كه عامل در او بايد كه مستقلّ باشد نه عامل اول و طايفه دوم ميگويند كه عامل در آن بايد كه عامل اول بعينه باشد و ظاهر در نظر بصيرت آنست كه آن منطبق بر اين مدعى است چرا كه استقلال بدل و بودن آن مقصود بنفسه نهايت دلالت دارد باينكه عامل در آن عامل در مبدل منه است نه مقدّر ديگر ، چرا كه متبوع بمنزله ساقط است پس گويا كه عامل در آن عمل نكرده است . سؤال : اگر گويند كه بدل را چه فايده است ؟ و چرا « اهدنا الصراط الذين انعمت عليهم » نفرمود ؟ جواب - فايده بدل تأكيد است ، زيرا كه در آن تنبيه و تكرير است ، و اشعار به اين كه طريق مستقيمشان مفسّر بصراط و طريق آن جماعتى است كه انعام بايشان كرده است از اهل اسلام و درين شهادتست بر استقامت صراط اهل ايمان بر ابلغ وجهى از قبيل « هل ادلكم على اكرم الناس و افضلهم فلان » چنانچه ظاهر است درين مثال كه مبالغه در وصف آن كس بفضل و كرم زياده از اينست كه گوئيم « هل ادلكم على فلان الاكرم الافضل » و وجهش آنست كه در اول ذكر « فلان » اولا مجمل است و ثانيا مفصل ، پس فلان درين صورت تفسير و ايضاح اكرم افضل است ، پس بمنزله اين خواهد بود كه علم در فضيلت و كرم است ، و كلام در قوهء آنست كه گفته باشى آن كس كه مرد جامع اين دو خصلت خواهد ، بر اوست كه ملاحظه فلان نمايد .