لطيفة تفصيليه
بدان كه ضمير مجرور « عليهم » درين آيهء كريمه به اعتقاد بعضى علماء انبياء عليهم السلاماند ، و مراد بصراط شريعت ايشان نيست ، چرا كه مختلف و منسوخ است ، بل طريق و راه ايشان در زهد از دنيا و رغبت بآخرت و مراقبت حق تعالى در ساير احوال است ، يا طريق ايشان در اصول اعتقاديه از اصول دين ، و اجتناب فواحش ، و ساير آنچه متغير نميگردد بتغيّر شرايع و اين قول منسوب به قتاده است ، و حق آنست كه چون قرآن بعضى از آن مفسر بعضى است بايد كه مراد از اين جماعت كسانى كه در آيه
« فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ »
اند باشد ، بقرينه آنچه پيش ازين آيه واقع است ، كه
« وَ لَهَدَيْناهُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً »
و بعضى را اعتقاد آنست كه مراد از ايشان اصحاب موسى و عيسى است .
اگر گويند چگونه روا باشد مسلمانان را طلب هدايت بطريق يهود و نصارا با وجود آنكه دين ايشان بدين نبى ما صلوات اللّه عليه منسوخ باشد ؟ گوئيم جايز است كه مراد از اصحاب موسى و عيسى رهبانان و حواريان و أحبار باشد كه در ملّت ايشان قبل از دين اسلام به حق بودهاند ، يا آنكه مراد از آن اصول اعتقاديّه ايشانست ، و بر تقديرى كه مراد مطلق اصحاب ايشان باشد ، و تخصيص باصول اعتقاديّه نداشته باشد ، آيهء
« غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ »
منشأ تخصيص آيه بيهود و نصارايى كه در زمان قبل از بعثت از رهبانان و احبار [ بودهاند ] مىشود .
و بعضى « صراط من أنعمت » خواندهاند ، و شيخ جليل ابو جعفر محمّد بن الحسن الطوسى قدس اللّه روحه در تفسيرش كه تبيان است اين قرائت را نسبت بعبد اللّه بن زبير داده بعد از آن فرموده است كه اين قرائت مروىّ از اهل بيت نبوت است و ليكن مشهور اول است و زمخشرى در كشاف نسبت بعبد اللّه بن مسعود داده است و اللّه اعلم .