پس معلولات نفس باشند » .
ص 266 س 12 : به آنچه شيخ در تعليقات گفته . . .
التعليقات ، طبع مكتب الأعلام الاسلامى / 1404 ه ، ص 13 - 14 ، لازم به يادآورى است كه صدر المتألّهين نيز در شرح الهداية به اشكالات خواجه بر ابن سينا پاسخ داده است . شرح الهداية الاثيرية ، ص 318 - 319 .
ص 272 س 20 : پس واجب تعالى در ازل بلكه در مرتبه ذات نيز عالمست . . .
تقرير علم ازلى خداوند به گونهاى كه مصنّف ذكر نموده است ، برآورنده مقصود متألّهان نيست ، زيرا اين علم ازلى بايد به گونهاى باشد كه قبل از ايجاد و پس از آن يكسان باشد ، و در ناحيه ذات و علم الهى تفاوتى رخ ندهد ، و گرنه مستلزم نقص وجودى خواهد بود ، و مفاد اين كلام مصنف كه ذات به گونهاى است كه هرگاه معلوم موجود گردد به آن عالم خواهد بود نفى علم فعلى ، و اثبات علم شأنى است . و حال آنكه مطلوب اثبات علم فعلى است ، چنان كه در روايات نيز آمده است كه « علمه قبل الايجاد كعلمه بعد الايجاد » .
و تقرير اين نوع از علم همان است كه در حكمت متعاليه صدرايى آمده است ، و آن اينكه چون خداوند اعطاءكننده هستى موجودات و كمالات وجودى آنها است ، و معطى كمال فاقد كمال نيست ، بنابراين ذات احديت واجد همه كمالات وجودى مىباشد ، بنابراين موجودات قبل از آفرينش به وجه اتم و اشرف در مرتبه ذات الهى تحقق دارند ، و اين نحو از وجود سابق و ازلى ممتنع نيست ، آنچه ممتنع است ، وجود آنها به نعت كثرت و با محدوديتهاى ماهوى است ، اين نوع از علم را اصطلاحا علم اجمالى در عين كشف تفصيلى مىنامند ، و قاعدهء معروف « بسيط الحقيقة كل الاشياء و ليس بشيء منها » نيز ناظر به همين مطلب است ، چنان كه
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 717
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٧١٧