بحث درباره قدرت و عدم قدرت فاعل پس از آن است كه فعل ممتنع بالذات يا بالغير نباشد ، بنابراين امور ممتنع از بحث قدرت خارج است ، چنان كه امام على - عليه السلام - در پاسخ اين سؤال كه آيا خداوند قادر است عالم را در تخم مرغى جاى دهد بدون آنكه عالم كوچك يا تخم مرغ بزرگ شود ؟ فرمود : « إنّ اللّه تبارك و تعالى لا ينسب إلى العجز ، و الذي سألتنى لا يكون » ( توحيد صدوق ، باب القدرة ، حديث 9 )
ص 259 س 9 حضور شيء نمىتواند بود مگر براى . . .
حاصل سخن آنكه در تحقّق يافتن علم در مورد عالم دو چيز شرط است يكى اينكه وجود عالم بالفعل بوده ، قوّه و استعداد در ذات و واقعيت او راه نداشته باشد .
و چنين موجودى مجرّد از مادّه خواهد بود . ديگر اينكه قائم به خود ، يعنى از سنخ جوهر باشد نه عرض ، ولى اينكه مصنّف گفته است : هر موجودى مجرّدى چنين است صحيح نيست ، زيرا مثلا صورتهاى علميّه در عين اينكه مجرّد از مادهاند ولى قائم به ذات ( جوهر ) نيستند ، پس هر عالمى مجرّد از ماده ، و جوهر است ، ولى هر مجرّدى عالم و جوهر نيست ، چنان كه علّامه طباطبايى در پايان فصل مربوط به اينكه هر موجود مجردى عالم است چنين آوردهاند : « و غير خفى أن هذا البرهان إنّما يجرى فى الذوات المجردة الجوهرية التى وجودها لنفسها ، و امّا اعراضها التى وجودها لغيرها فلا ، بل العاقل لها موضوعاتها » ( بداية الحكمة ، مرحله 11 ، فصل 11 )
ص 262 س 1 : چون رابطهاى كه معلول را با علّت خود حاصل بود .
رابطه مزبور نيز مانند رابطه عرض با موضوع از سنخ قيام است ، با اين تفاوت كه قيام عرضى به موضوع از قبيل قيام عروضى و حلولى مىباشد ، مصنّف خود در چند سطر بعد گفته است : « اين حضور به سبب معلوليت اين قوّه ( قوّه بينايى ) است مر نفس را ، چه قوّه بينايى و ساير قوا لا محالة از نفس فايض شوند بر محالّ خود ،
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 716
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٧١٦