پاسخ اشكال كسانى است كه گفتهاند : علت غايى عموميت ندارد و از آن جمله در مورد فاعلهاى طبيعى ، علّت غايى متصوّر نيست ، زيرا تحقّق علّت غايى فرع شاعر و عالم بودن آنها است ، و مفروض اين است كه فاعلهاى طبيعى فاقد شعورند .
پاسخ مصنّف به اين اشكال اين است كه لازم نيست در علّت غايى فاعل مباشر و قريب نسبت به فعل خود آگاهى داشته باشد ، بلكه علم و آگاهى فاعلهاى بعيد نيز كافى است ، و مفروض اين است كه طبايع نوعيه و آثار آنها معلول مبادى عاليه و عقول مفارقه بوده و آنها داراى علم و آگاهى به معاليل خود مىباشند .
به اشكال فوق پاسخهاى ديگرى نيز داده شده است ، جهت آگاهى بر آنها رجوع كنيد به ايضاح الحكمة ، شرح بداية الحكمة ، ج 2 ، ص 300 - 305 .
ص 226 س 17 : چه زايد بر متناهى به قدر متناهى بالضرورة متناهى است .
آنچه از فرض تطبيق لازم مىآيد زايد بودن سلسله علل بر سلسله معاليل و در نتيجه متناهى بودن سلسله معاليل است ، امّا اينكه زيادت آن به مقدار متناهى است در صورتى است كه سلسله علل را متناهى بدانيم ، و گرنه مقدار زايد بر متناهى ، متناهى نخواهد بود ، بنابراين استدلال مزبور مستلزم مصادره است . بر امتناع تسلسل براهين استوار ديگرى اقامه شده است كه از استوارترين آنها براهين : اسد و اخصر فارابى ، وجوب و امكان خواجه نصير الدين ، و رابط و مستقل علّامه طباطبايى است ، جهت اطّلاع بر آنها به مدرك پيشين ، ص 264 - 268 رجوع شود .
ص 227 س 13 : و توقّف اجراى اين برهان نيز بر ترتب و اجتماع در وجود ظاهر است .
تسلسل محال آن است كه سه شرط در آن فراهم آيد .
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 713
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٧١٣